پارت 7

پیاده شدیم
و داخل رفتیم
بچه هارو دیدیم و رفتیم پیششون
_سلام
همه: سلام
جیهوپ: بشینین

نشستیم که اومدن و سفارشمون و گرفتن
نامجون: تهیونگ به دور و برت نگاه کن شاید کسی نظرت و جلب کرد
_اینا که برای یه شب اومدن نظر من و جلب نمیکنن(الان رفتن تو یه اتاقی که رزرو کردن نشستن که فقط خودشونن)
جیمین: پس تا اخر عمرت میخوای سینگل بمونی حتی دال هم یکیو برا خودش داره
_دال؟
بورام: مگه نمیدونستی که با هانوله
_دال یه توضیح قانع کننده میخوام
@خوب بابا ببین ما........
هانول: عمو راستش ما همو دوست داریم
یونگی: چی گفتی هانول (با داد)
میونگ: عزیزم آروم باش(زن یونگیه)
_تو بدون اجازه من رفتی با یکی هااااا(با داد)
نامجون: بچه ها آروم باشین بعدا حرف میزنین الان فقط لذت ببرین


داشتیم حرف میزدیم که سفارشامون اومدن
دختره رفت و من داشتم الکل و میخوردم
که یک دفعه متوجه شدم
لیوانی که برای دال آوردن الکل داره
_دال اونو نخور
رفتم بیرون و داشتم باهاشون دعوا میکردم
_شما چرا جلو بچه من یه سفارش دیگه گذاشتین
خانومه: ولی شما نگفتین که بدون الکل
_نمیفهمم شما متوجه نمیشین نوشیدنی...... الکل نداره یا نه هااااااا
خانوم: شما برین سر جاتون من میگم بیان چک کنن

رفتم تو اتاق
جونگ کوک: چی شد
_هیچی زنیکه میگه یکیو میفرستم تا چک کنه


این پارت کم شد چون زیاد نوشتم ولی جا نشد اومدم کمش کردم یه پارت دیگه هم میزارم ولی احتمالا چند روز نزارم
دیدگاه ها (۶)

رمان سوم پارت بیست و سوم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> فردا ...

پنهان عشق

Cruel Love پارت ۴ ‌ تهیونگ گفت که چهار تایی بریم بیرون (لار...

《☆فقط یه دوست معمولی☆》پارت3وقتی که برگشتیم کم کم باید میخواب...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 4)

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

فیک تهیونگ

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -------part:25

سم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 31 ""ویو جئون آنجلینا"ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط