{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت12🌼

پارت12🌼

ایلین: از بیمارستان مرخص شدم و رفتم خونه

جیمین: عه امدین بلا به دور باشه

جین: ㄱㄱㄱㄱ(به کره ای به منظور خندیدن) اخر پات شکست

تهیونگ: بلا به دور باشه اماا توکه با این پا نمی تونی داخل اتاق خودت بخوابی و از پله ها بری بالا

جونگکوک: پس باید داخل اتاق یکی از ما بخوابه

ایلین: چه نه امکان ندارع

نامجون: باید از خداتم باشه ولی از اونجا که فقط شوگا خوب میخوابه پس فقط میتونی داخل اتاق شوگا بخوابی

شوگا: عیب نداره ایلین داخل اتاق من بخوابه من میرم داخل اتاق ایلین

جیهوپ: ارع فکر خوبی هست اما الان باید اماده شیم بریم استدیوم

(دوساعت بعد)

ایلین: اماده شدیم و امدیم استدیوم اعضا هم کاراشون رو انجام دادن منم صندلی اول نشستم تا کنسرت شروع بشه


جین: الان ارمی ها میان سوتی ندی اگه یهو نامرعی شدی باز مرعی نشو و نامرعی بمون

(یک ساعت بعد از کنسرت)

ایلین: همه چی داشت داخل کنسرت خوب پیش میرفت یهو دیدم باز نامرعی شدم اهمیتی ندادم و خوش گذروندم تاا کنسرت تموم شد بعد با اعضا سوار ماشین شدیم و امدیم خونه

شوگا: ایلین من وسایل هایی که میخواستی برات گذاشتم داخل اتاق بیا ببرمت بخواب

ایلین: شوگا امد دستم رو گرفت و منو بر داخل اتاق وقتی امد بره دستشو گرفتم و...
دیدگاه ها (۰)

پارت 7خندیدم و گفتم نارا: ممنونقلبم شروع کرده بود به تند تند...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهارمویو ات صبح از خواب با سردر...

The Secret Between Light and the Stageپارت 9نارا: منم همین ک...

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

ادامه پارت ۹جیمین گفت شوخی کردم شوخی کردم ات گفت فقط دوست مع...

فیک مافیاهاپارت ۳۴ویو دوهفته بعد دخترا باهم کنار اومده بودن ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۱۳

ترکم نکن

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط