{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۳:

پارت ۱۳:
داخل گوشی اش گشتم ولی شماره ای از خانواده نزدیک اش پیدا نکردم. مگه میشه کوکی شماره مامان و باباشو سیو نداشته باشه . شاید چون سیمکارتشو عوض کرده اینطوری باشه ..
داخل گوشی اش یک شماره به اسم v سیو کرده بود . پیاماشونو خوندم و متوجه شدم این وی همون تهیونگ شی هست . انگار جز اون گزینه ای نداشتم پس تصمیم گرفتم بهش زنگ بزنم . گوشی چند تا بوق خورد ولی جواب نداد . همینطور چند بار پشت سر هم گرفتم ولی انگار نمی خواست گوشی کوکی جواب بده .
پس بهش پیام دادم و نوشتم :
_من لیسام . کوکی تصادف کرده من اینجا دست تنها ام لطفا اگه کوکی یذره برات ارزش داره و اونو هنوز دوستت میدونی پاشو بیا بیمارستان .
وی :
جوابشو ندادم دیدم بهم پیام داده . پیاما رو باز کردم . متن رو که خوندم از جام پریدم . وای خدا باورم نمیشه . به گوشی کوکی زنگ زدم و آدرس بیمارستان از لیسا گرفتم .
توی راه همش دعا میکردم اتفاق بدی براش نیفتاده باشه . خدایا اگه خوب بشه قول میدم که دیگه بهش بی محلی نکنم . جواب زنگ هاشو بدم. اصلا خودم چهار چشمی مراقبشم....
وارد بیمارستان شدم لیسا رو دیدم . نمیدونم چرا این دختره رو می بینم حالم گرفته میشه . شاید چون کوکی ازش خوشش میاد به همین دلیله .
+تو دیگه نمیخواد اینجا بمونی . برو خونه دیر وقته . من خودم مراقبشم .
_ولی من نمی تونم کوکی ول کنم .
حرف هاش لجم رو در آورد . با عصبانیت بهش گفتم :
+اگه میخواستی خودت مواظبش باشی پس چرا به من زنگ زدی که بیام اینجا ؟
دیگه چیزی نگفت و رفت .
وارد اتاق شدم . کوکی که توی اون وضعیت دیدم نزدیک بود قش کنم . انگار فشارم افتاده بود . پیشش نشتم و دستاشو محکم گرفتم و بوسیدم ...
دیدگاه ها (۲)

My_idol

part ۱۹جینا: باشه باشه... چیزی نمیگمکوک: بهتره چیزی نگیاز کن...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.6 (روایت از زبان جونگ ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_43سری تکون دادم _پناه کریمی!...

پارت پانزدهم

رمان قرارداد سرنوشت

پارت چهارم من عاشق دشمنم شدم رمان جیهوپ

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:15ا.ت:اره بیا بشین ........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط