{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

Part 16

رینا تا صبح درست نخوابید

هر بار چشم هاشو می‌بست تصویر شوگا میومد جلوی چشمش و حرف هایی که دیشب بهش زده بود دوباره توی ذهنش تکرار میشد

صبح وقتی جین از اتاق بیرون اومد دید رینا روی مبل نشسته و به گوشیش خیره شده

جین گفت

هنوز بیداری

رینا آروم گفت

خوابم نبرد

جین کنارش نشست و پرسید

از دیشب تا حالا چیزی خوردی

رینا سرشو تکون داد

نه اشتها ندارم

جین با ناراحتی گفت

رینا اینجوری نمی‌تونی ادامه بدی

رینا خواست جواب بده که گوشیش زنگ خورد

این بار شماره شوگا بود

چند ثانیه به صفحه نگاه کرد اما جواب نداد

جین گفت

جواب بده شاید کاری داشته باشه

رینا تماس رو رد کرد و زیر لب گفت

دیگه چیزی بین ما نمونده

اما چند لحظه بعد یه پیام از شوگا اومد

باید همدیگه رو ببینیم

رینا با دیدن پیام دستاش لرزید

جین پرسید

چی نوشته

رینا گوشی رو بهش نشون داد

جین گفت

شاید هنوز بهت شک داره و می‌خواد حقیقت رو بفهمه

رینا با بغض گفت

اگه حقیقت رو بفهمه همه چی خراب میشه

جین جواب داد

شاید اون چیزی که تو فکر می‌کنی خراب بشه ولی حداقل دیگه مجبور نیستی تنهایی عذاب بکشی

رینا چیزی نگفت و بلند شد که بره اتاق

اما همین که ایستاد سرش گیج رفت و دستش رو به دیوار گرفت

جین سریع به طرفش رفت

رینا چی شد

رینا سعی کرد خودش رو عادی نشون بده

چیزی نیست فقط یکم سرم گیج رفت

جین با نگرانی گفت

باید بریم دکتر

رینا سریع جواب داد

نه لازم نیست خوب میشم

جین می‌خواست دوباره اصرار کنه که گوشی رینا زنگ خورد

پیام جدیدی از نامادریش بود

اگه فکر کردی با دور شدن از شوگا همه چی تموم شده اشتباه می‌کنی امشب منتظر ما باش

رینا با خوندن پیام نفسش بند اومد

جین گوشی رو از دستش گرفت و پیام رو خوند

این بار دیگه نتونست سکوت کنه

گفت

رینا من دیگه اجازه نمی‌دم اینا بهت نزدیک بشن

رینا با ترس دستشو گرفت

خواهش می‌کنم جین اگه اتفاقی برای تو بیفته من دیگه هیچکس رو ندارم

جین به چشم های اشکی رینا نگاه کرد

پس بذار کمکت کنم

رینا لب باز کرد چیزی بگه اما ناگهان دستش رو روی قفسه سینه اش گذاشت و روی مبل نشست

جین کنارش زانو زد

رینا به من نگاه کن حالت خوبه

رینا با نفس های کوتاه گفت

فقط یکم درد دارم الان خوب میشم

اما جین دیگه حرفش رو باور نکرد

همون لحظه گوشی خودش زنگ خورد

شوگا بود

جین جواب داد

شوگا با صدای عصبی پرسید

رینا پیش توئه

جین نگاهی به رینا انداخت و گفت

آره پیش منه

شوگا چند لحظه سکوت کرد و بعد گفت

بهش بگو باید باهاش حرف بزنم یه چیزی هست که باید از خودش بشنوم

جین پرسید

چی شده

شوگا با صدایی که غمش رو پنهون می‌کرد جواب داد

دیشب یه نفر بهم زنگ زد و گفت رینا مجبور شده ازم جدا بشه

جین خشکش زد

شوگا ادامه داد

گفت اگه واقعاً می‌خوام بدونم چرا باید دنبال گذشته رینا بگردم

تماس قطع شد

جین آروم گوشی رو پایین آورد و به رینا نگاه کرد

برای اولین بار بعد از این همه مدت رینا نمی‌دونست باید فرار کنه یا بالاخره حقیقت رو به کسی بگه که هنوز دوستش داشت



#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

🍷 شراب قرمزپارت ۱۸ | چیزی بیشتر از اعتماداتاق دوباره در سکوت...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³همون شب_____________ری...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۵ — پایان شراب قرمزرینا در را باز کرد.پشت د...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵صبح روز بعد...رینا تا ص...

🖤 قفس سیاهپارت سی‌ام | انتخابدنیل از پشت ساختمان بیرون آمد.—...

𓆩 پارت ۶۶ 𓆪 🖤ات به جیمین خیره شد.— یعنی از اول همه‌چی رو می‌...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶³تهیونگ با ناباوری به همه نگاه کرد.تهیون...

پارت ۱۸ #پشت غرورتصبح روز بعد، اِما زودتر از همیشه از خونه ب...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟔صبح روز بعد، مانیا مشغول آماده کردن صبح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط