وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡
پارت ۱

روایت از زبان مایا:
نشسته بودم بغل کوک و داشتیم فیلم می‌دیدیم
ژانرش عاشقانه بود و هربار یه صحنه عاشقانه می‌رسید کوکی منو بوس میکرد
ولی خب یه چیزی روی مخم بود
گوشی کوکی هی نوتیف میومد
اولش سعی کردم دخالت نکنم
شاید از کمپانی...شاید از اعضا...شاید از خانواده و شاید از هرکسی بود که به من ربطی نداشته باشه
ولی خب تعداد نوتیف ها هی ببستر و بیستر میشد و دیگه‌نمیتونستم تحمل کنم
+کوک
_جانم زندگیم؟
+گوشیت کیه هی پیام میده؟؟
_احتمالا از کاره چیز مهمی نیست بعدا جواب میدم
شک کردم که داره چیزی رو الکی و دروغ میگه بدای اینکه بحث ادامه پیدا نکنه
پس دیگه چیزی نگفتم و ادامه فیلم رو دیدیم
وسط های فیلم بود کوکی استاپ زد
_دخترم میرم دستشویی برمیگردم باشه؟
+باشه کوکی
و وقتی رفت هی نگاهم میرفت سمت گوشیش
نه نه نه نباید فضولی کنم
ولی خب طاقت نیاوردم
رفتم سمت گوشیش و ای کاش نمی‌رفتم

ادامه دارد......
حمایت کنید فداتون بشم🧡
دیدگاه ها (۶)

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

part ۱۹جینا: باشه باشه... چیزی نمیگمکوک: بهتره چیزی نگیاز کن...

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

پارت 1

P9 . PRISAN MAFIA.

پارت دوشبویو سونیالان شب شده کوک ظهر رفته ولی هنوز نیومده من...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

الماس زیبای من part⁸- کجا بیبی؟• میخوام بشینم روی صندلی- نه...

اجبار به بدبختی پارت ۴۹

وقتی دوست پسرت تولدت رو فراموش کرد💛پارت ۱روایت از زبان کایلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط