{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منشی من [پارت ۹]

منشی من [پارت ۹]
مکالمه بین ارا و یونگی
ارا : اووو آقای نارنگی چی شده به من زنگ میزنی ؟
یونگی : اممم چرا بهت زنگ نمیزنم به خاطر همین مسخره بازیاته
ارا : باشه بابا بهت برنخوره، چیشده زنگ زدی ؟
یونگی: ها آره، فردا شب کنسرت داریم
ارا : خب [با ذوق]
یونگی : گفتم تو رم دعوت کنم
ارا : اععع راست میگی اصلا یادم نبودددد
یونگی : میای دیگه نه؟
ارا : مگه میشه من نیام؟
یونگی : یسس ، پس فردا میبینمت
ارا : اوکی بای[باخنده]
یونگی: بای
ویو سوهو
بعد چند دیقه ارا با خنده آمد
ارا : خیلی خنگه[خنده. اروم]
سوهو : کی بود ؟
ارا: دوستم
سوهو : کدوم دوستت ؟
ارا : با اینکه نباید جواب بدم ولی یونگی
سوهو : پسره ؟ آنقدر باهاش راحت حرف میزنی ؟ سیوش کردی عشقمم؟
ارا : آره من تمام اعضا رو عشقم سیو کردم باید جواب بدم بهتون رئیسسسسس؟
تهیون: وایسا ، وایسا مین یونگی رو میگی ؟
ارا : آره
تهیون: وای خواهر من فنشونه، چی میگفت؟
ارا : فردا شب دعوتم کرد کنسرت [خر ذوقققق]
تهیون : اووو خوشبگذرههههه
ارا : مرسییی باید برم خرید بای میبینمتون
تهیون : بای یه لباس قشنگ بخر باز نباشه ها
ارا : اتفاقا باز میخرممم
تهیون : نچ نچ واقعا که[خنده ]
یه چند. ساعت دیگه پارت بعدی رو میزارم
دیدگاه ها (۱)

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

p2 زنگ آخر که خورد ا.ت سریع وسایلش رو جمع کرد تهیونگ کنار در...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁷ات ✨ تایم ناهارو .... اگه دوست ...

𐙚 پارت ⁴ | ویو نامرامعلم عینکش رو کمی بالاتر داد و به سمت تخ...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

شب تولدم فصل 3پارت 8جونگ کوک: نچ ات: عا باز شروع شد کلی: خود...

پآرت¹¹*ویو سر میز شام*نوا با غذاش ور میرفت نمیخوردیونگیم هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط