!♡عشق مافیایی♡!

!♡عشق مافیایی♡!
!♡𝓜𝓪𝓯𝓲𝓪 𝓛𝓸𝓿𝓮♡!   
p10♡
اون دشمن دوران دبیرستانمه...
& : واقعا؟
€ : آره...
(ا.ت ویو)
بعد حرف میونگ رفتم تو فکر که با صدای تهیونگ به خودم اومدم...
~ : خیلی وقته ندیدمت میونگ وو*اسمشو با حالت مسخره گفت*
€ : منم خیلی وقت بود ندیده بودمت...میبینم خواهرم از تو قوی تره...فک میکنم الان نباید کنار خواهرم تو رتبه اول باشی*پوزخند زد*
~ : هه...مثل اینکه ا.ت خیلی خنگ تشریف دارن*پوزخند زد*
€ : هوش درست حرف بزن حیوون-_-
+ : بسهههه*با داد*من خودم اینجام-_-میدونم چرا اینو میگی تهیونگ...ولی تو قرار نیست از اینجا بیرون بری که بخوای تلافی کنی...
~ : به همین خیال باش...
+ : بسه دیگه زیاد حرف زدیم...اوپا...بیا بریم...
با میونگ اومدم بیرون ولی تو فکر این بودم نکنه تهیونگ نقشه ای برای فرار داره؟هوفففففف همینو کم داشتم...
(لیسا ویو)
حوصلم سر رفته بود...زنگ زدم ا.ت که برم خونه ی اون...
/ : هایییییی^-^
& : هایییییی،چطوری؟
/ : خوبم...میگم میتونم بیام خونت؟حوصلم سر رفته(به نثر ساده حوصلم ریده😂)
& : عامممم...راستش میونگ وو اینجاس،اگه معذب نمیشی بیا...
/ : عا...نه اشکال نداره...الان میام...
& : باش بای^-^
/ : بای^-^
قعط کردم و فتم لباس بپوشم که.............


( خمار بدبخت موادت تَه کشید😂😂😂بچه ها لایکا خیلی کمه...کامنتا هم همینطور...یزره حمایت کنید که منم زود به زود بزارم دیگه:)))) )
دیدگاه ها (۱۳)

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

ددی خون آشام من

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

My Boy❄

پارت ۴ ویو مادر تهیونگ :حق با تهیونگه ا/ت واقعا دختر خوبیه ا...

💜 پارت دوم | حسادتموسیقی هنوز بلند بود و جمعشان دور همان میز...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت پنجمچند روز بعد...ا/ت از ساختمان دانش...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط