#آنقدر حرفهایم را جویدم

#آنقدر حرفهایم را جویدم
و سکوت کردم
که لبهایم طعم خون میدهد
دل که خون باشد
چشم همراهیش میکند
خون میبارد برای تسکینش
تو چه کرده ای بامن؟
#تنهایی #جدایی  #درد_دل
#الی🤕
دیدگاه ها (۱)

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت دهم | نشانه های خون اشامییونگی فوراً به...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

پرنسس ناخواسته

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p88چشم‌های مشکی جیمین رو دید.نفسش آروم‌ت...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁹اما هر بار چشمم به جای خالی رولزرویس ...

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁷من آزادم و برای همین است که گمگشته‌امفرانتس ک...

پارت سینزدهم ویو ات لعنت لعنت لعنت تنها کلمه ای که توی ذهنمه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط