{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»

𓆩 پــارت بیست‌وپنجم 𓆪

صدای قدم‌ها از راهرو نزدیک‌تر می‌شد.

ات آرام گفت:

ـ «جیمین...»

ـ «ساکت.»

جیمین دستگیره‌ی در را گرفت و ناگهان در باز شد.

یکی از افراد جیمین نفس‌زنان وارد شد.

ـ «رئیس! کسی وارد عمارت شده.»

جیمین اخم کرد.

ـ «چهره‌ش رو دیدی؟»

مرد سرش را تکان داد.

ـ «نه... اما اینو پیدا کردم.»

یک پاکت سیاه را روی میز گذاشت.

ات با دیدنش رنگش پرید.

روی پاکت فقط یک جمله نوشته شده بود:

«هوانگ ات... وقتشه حقیقت رو بدونی.»

جیمین به ات نگاه کرد.

ـ «این دیگه تصادفی نیست...»
دیدگاه ها (۰)

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۶ات با شنیدن حرف سامان، آرام به ...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌وششم 𓆪 🖤🥀اسما با شنیدن آن صدا بی‌اختیار ب...

پارت ۱۶ 🖤جینا با دیدن عکس رنگش پرید.— «ات، به خدا من هیچ کار...

پارت ۱۹۵

چندپارتی یونگی (درخواستی)

چندپارتی جونگ کوک

𓆩 🖤🤍 𓆪 ری‌اکشن BTS وقتی تصادفی همدیگه رو می‌بینیم و اونا می‌...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔ویو جونگکوکجونگکوک آخرین بار به مانیتو...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۹صدای قدم‌ها از طبقه‌ی بالا نزدی...

تک پارتی نیکیجرم غیرقابل‌بخشش!نیکی روی مبل نشسته بود و با هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط