مــادرم گفتــ بــرو روضه جـلا میگیــری

مــادرم گفتــ بــرو روضه جـلا میگیــری
چای آنــجا بـخوری جام بــلا میگیــری
پـــدرم گفتــ اگـر نـوکـر
خوبــی باشـی
عاقبتـــ تــذکره کربــــ و بـــلا میگیــری




#شهادت#حضرت#عباس#تسلیت_باد
دیدگاه ها (۲۹)

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

My lovely neighbor part : 61

#لطفا_ورق_بزنیدمیدونستی نپذیرفتن حرف حق و حساب مثل چیه؟؟!؟!م...

پیروان حق ....

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

پرنسس ناخواسته

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط