{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تابع قوانین جمهوری اسلامی

تابع قوانین جمهوری اسلامی


+ می‌دونی مشکل تو‌ چیه هوانگ هیونجین؟ تو بی احساسی، نسبت به همه چی بی تفاوتی ، نمیدونی باید چطور حرف بزنی

انگشتمو روی قفسه ی سینه اش گذاشتم و ادامه دادم

+این تو سنگه هوانگ هیونجین....


پوزخندی زد و بی اهمیت به من به سمت ماشین رفت و روشنش کرد ،منم رفتم نشستم و حرکت کردیم.....توی راه دوباره بحثی کردیم و مثل همیشه با یه سیلی تموم شد، دوست داشتم حرصش بدم، چون روی تمیزی حساس بود فکر کنم کثیف شدن ماشینش جنونیش کنه ( میبینید کرم از خوده یوناست مگه نه پسرم خیلی پسر خوبیه 😌) کفشامو از پام در نیاوردم و همونطوری پاهامو روی داشبورد ماشینش گذاشتم و به بیرون زل زدم که نفسی از روی عصبانیت بیرون داد:


_کفشتو دربیار ، ماشینم کثیف میشه!

+نمیخوام....

از عمد کفشم رو بیشتر روی داشبوردش ساییدم که لعنتی زیر لب گفت

_الان با من لج کردی ؟ کاری کردم که باعث شده لج کنی ؟

+ نه اصلا در حدم نیستی که بخوای لجمو در بیاری

قسمت های بیشتری رو خاکی کردم که نفس عمیقی کشید و سیگارشو دراورد و کامی ازش گرفت


_ زن نگرفتم که ، انگار بچمه

از این حرفش بدم اومد ، فکر کرده خودش چند سالشه مثلا ، فکر میکنه کوچیکم و هیچی نمیدونم ؟

+ به من ربطی نداره میخواستی نگیریم، بعدشم خیلی هم ازم بزرگتر نیستی که بخوام همسن دخترت باشم کوچولو هم نیستم


_ دوباره زبونتو دراز کردی ؟

+ اره دراز کردم ، از این به بعد هر روز زبونمو دراز کردم ، نهایتش چی میشه مگه ؟ مث سگ میزنیم یا بزور بهم تجا*وز میکنی، عادت کردم به کارات


_ پس خیلی دوست داری مث سگ بزنمت ؟ بعدم که بیهوش بشی و خانوم بزرگ و اوار کنی سر من بعدم که بیام نازتو بخرم ، خب وقتی اینکارو انجام بدم معلومه که خوشت میاد ، وقتی از این به بعد مث سگ زدمت بعد پرتت کردم تو انباری آخر حیاط تو این سرما ، اونوقت میفهمی چجوری با شوهرت رفتار کنی...


+این الان یه تهدیده؟

_نوچ ، تهدید نیست، من دفعه های قبل تهدیدت کردم، الان فقط انجامش میدم ...
دیدگاه ها (۱۱)

ارباب خشن من ۱۹

پارت ۷:با بالا تنه ی برهنه جلوم وایساد بدن عضله ای داشت واقع...

تیکه هایی از قسمت جدید اسکیز تالکر

𐙚🦋 پارت سوم — «یه قدم تا شکست» 🦋𐙚ویو آتروز بعد، دوباره بعد ا...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣22🦋)✥(ویو لوین کاترین)بیخیال افکارم شدم و یه ظ...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2+ چیزی نیست.+ معلومه.رفتم کنارش نشستم و آروم پتو ر...

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

سرنوشت(ویو رایا)نمی‌دونستم چند ساعت گذشته.دیگه حتی توان گریه...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part50ماهم باید آماده بشیم بریم خریدسری تکون ...

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط