My Doctor
My Doctor
Part 13
کوک: با من قهر میکنی؟
ا/ت:...
کوک: بیا غذا بخور و لج نکن..
ا/ت:گشنم نیست فقط خوابم میاد
کوک: غذاتو بخور بریم بخوابیم
ا/ت: خوابم میاددد
کوک: بخاطر اینکه گشنته خوابت میاد..اینو بخور!
***
کوک: عین بچه کوچولو ها خوابش میود و خیلی کیوت شده بود و خندم میومد*
ا/ت: به چی میخندی( خواب آلود)..برو به عمت بخند
کوک: هیچی پاشو بریم خونه بخوابیم
ا/ت: خوابم میاددد با من شوخی نکنن
کوک: باشع😂..الان اور دوز میکنی ( کم مونده بود گریه کنه) برآید بغلش کردم و بردمش رو تختم..بیا اینجا بخوابیم*
ا/ت: هارهار هار خندیدم
کوک: بخند که دنیا به روت بخنده
ا/ت: کوککک
کوک:😂... بخواب خانوم کوچولو
ا/ت:مسخره...*
کوک: از نفس های منظمش فهمیدم خوابع پیشونیشرو بوسیدم* شب بخیر زندگیم
*صبح*
*چهار ماه بعد*
کوک: ا/ت...عشقم...عزیزم پاشو
ا/ت: خوابم میاددد
کوک: پاشو بریم دکتر بعد بیایم بگیریم بخوابیم
ا/ت: واسع چییی
کوک: واسع سونوگرافی دیگه
ا/ت: خاطره بعدی از سونوگرافی داشتم که بعدش منو بردن واسه جراحی..خیلی اذیتم کردن* من خودم سونوگرافی نوزاد ها رو میسپارم به لیا بعد..
کوک: چه ربطی داشت
ا/ت: اصلا نمیتونم نزدیک اتاق سونوگرافی بشم
کوک: آخه واسع چی نه درد دارع نه چیزی دارع حداقل از اتاق عمل باید بترسی
ا/ت: حاضرم جراحی شم که بچمو ببینم ولی سونوگرافی نشم
کوک: سکوتی میکنم در حد فریاد
ا/ت: من گشنمه..خوابم میاد
کوک: پاشو تو راه یک چیزی میگیرم بخوریم دیره..پاشو
ا/ت: نه..
کوک: وا..بچه شدی؟
ا/ت: نمیخوام خبب موقع جراحی میفهمیم بچه چیه
کوک: ای خدااا
* بیمارستان*
لیا: به به خانوم ا/ت از این طرفا
هیونجین: چخبرع؟
کوک: واسع سونوگرافی اومدیم
لیا: بیا داخل
ا/ت: مثل درخت بید میلرزیدم که کوک دستمو گرفت*
کوک: حتما یک خاطره بدی دارع که بهم نمیگه* برو تو :)..
ا/ت: تو هم بیا
کوک: دارم میام
ا/ت: اول تو
لیا: واا ا/ت؟! میترسی؟
کوک: بیا*
ا/ت: کم مونده بود گریه کنم و دست کوک رو محکم فشار دادم*
کوک: چیزی نیست..
لیا: الان فیلم نی نی تو نشون میدم*
ا/ت: چشمم به صفحه مانیتور افتاد* چقدر خوشگلههه..
لیا: اوفف خداا پسره
کوک: پسره؟😭❤️
لیا: آرع..خیلی نازه..دیدی چیزی نبود
ا/ت: چشم غرع*
Part 13
کوک: با من قهر میکنی؟
ا/ت:...
کوک: بیا غذا بخور و لج نکن..
ا/ت:گشنم نیست فقط خوابم میاد
کوک: غذاتو بخور بریم بخوابیم
ا/ت: خوابم میاددد
کوک: بخاطر اینکه گشنته خوابت میاد..اینو بخور!
***
کوک: عین بچه کوچولو ها خوابش میود و خیلی کیوت شده بود و خندم میومد*
ا/ت: به چی میخندی( خواب آلود)..برو به عمت بخند
کوک: هیچی پاشو بریم خونه بخوابیم
ا/ت: خوابم میاددد با من شوخی نکنن
کوک: باشع😂..الان اور دوز میکنی ( کم مونده بود گریه کنه) برآید بغلش کردم و بردمش رو تختم..بیا اینجا بخوابیم*
ا/ت: هارهار هار خندیدم
کوک: بخند که دنیا به روت بخنده
ا/ت: کوککک
کوک:😂... بخواب خانوم کوچولو
ا/ت:مسخره...*
کوک: از نفس های منظمش فهمیدم خوابع پیشونیشرو بوسیدم* شب بخیر زندگیم
*صبح*
*چهار ماه بعد*
کوک: ا/ت...عشقم...عزیزم پاشو
ا/ت: خوابم میاددد
کوک: پاشو بریم دکتر بعد بیایم بگیریم بخوابیم
ا/ت: واسع چییی
کوک: واسع سونوگرافی دیگه
ا/ت: خاطره بعدی از سونوگرافی داشتم که بعدش منو بردن واسه جراحی..خیلی اذیتم کردن* من خودم سونوگرافی نوزاد ها رو میسپارم به لیا بعد..
کوک: چه ربطی داشت
ا/ت: اصلا نمیتونم نزدیک اتاق سونوگرافی بشم
کوک: آخه واسع چی نه درد دارع نه چیزی دارع حداقل از اتاق عمل باید بترسی
ا/ت: حاضرم جراحی شم که بچمو ببینم ولی سونوگرافی نشم
کوک: سکوتی میکنم در حد فریاد
ا/ت: من گشنمه..خوابم میاد
کوک: پاشو تو راه یک چیزی میگیرم بخوریم دیره..پاشو
ا/ت: نه..
کوک: وا..بچه شدی؟
ا/ت: نمیخوام خبب موقع جراحی میفهمیم بچه چیه
کوک: ای خدااا
* بیمارستان*
لیا: به به خانوم ا/ت از این طرفا
هیونجین: چخبرع؟
کوک: واسع سونوگرافی اومدیم
لیا: بیا داخل
ا/ت: مثل درخت بید میلرزیدم که کوک دستمو گرفت*
کوک: حتما یک خاطره بدی دارع که بهم نمیگه* برو تو :)..
ا/ت: تو هم بیا
کوک: دارم میام
ا/ت: اول تو
لیا: واا ا/ت؟! میترسی؟
کوک: بیا*
ا/ت: کم مونده بود گریه کنم و دست کوک رو محکم فشار دادم*
کوک: چیزی نیست..
لیا: الان فیلم نی نی تو نشون میدم*
ا/ت: چشمم به صفحه مانیتور افتاد* چقدر خوشگلههه..
لیا: اوفف خداا پسره
کوک: پسره؟😭❤️
لیا: آرع..خیلی نازه..دیدی چیزی نبود
ا/ت: چشم غرع*
- ۸۰.۷k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط