{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

୨୧ ─────────────── ୨୧

୨୧ ─────────────── ୨୧

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟓 🎸🪽
𓂃 ࣪˖ ִֶָ «اسم این آهنگ... تویی.» 𓂃 ࣪˖ ִֶָ

୨୧ ─────────────── ୨୧

صدای گیتار توی خیابون خلوت پیچید.

لیلی بی‌حرکت نشسته بود و گوش می‌داد.

جنگکوک آروم می‌نواخت.

نه شبیه اجراهای روی صحنه...

نه شبیه تمرین‌های استودیو.

این یکی خیلی ساده بود.

خیلی شخصی.

وقتی آخرین نت نواخته شد، جنگکوک دستش رو از روی گیتار برداشت.

چند ثانیه سکوت شد.

لیلی آرام گفت:

— خیلی قشنگ بود...

جنگکوک لبخند زد.

— واقعاً؟

— آره.

— حتی بدون تنظیم و نور و صحنه؟

— اتفاقاً همین‌طوری بیشتر دوستش داشتم.

جنگکوک نگاهش کرد.

— منم.

لیلی پرسید:

— اسمش چیه؟

جنگکوک چند لحظه ساکت موند.

بعد گفت:

— هنوز اسم نداره.

— چرا؟

— چون می‌خواستم تو انتخابش کنی.

لیلی با تعجب خندید.

— من؟!

— آره.

— خب...

کمی فکر کرد.

— «لبخند»؟

جنگکوک لبخند زد.

— قشنگه.

— تو چی فکر می‌کردی؟

جنگکوک نگاهش رو پایین انداخت.

— من یه اسم دیگه داشتم.

— چی؟

جنگکوک دوباره نگاهش کرد.

— «لیلی».

لیلی کاملاً ساکت شد.

— تو... اسم منو می‌خواستی بذاری روی آهنگ؟

— آره.

— چرا؟

جنگکوک آرام گفت:

— چون از وقتی تو اومدی، خیلی از روزهای معمولی من یه جور دیگه شدن.

لیلی لبخند زد.

— جنگکوک...

— هوم؟

— تو همیشه این‌قدر حرف‌های قشنگ می‌زنی؟

خندید.

— نه.

— پس چرا با من؟

جنگکوک شونه بالا انداخت.

— نمی‌دونم.

بعد خیلی ساده گفت:

— شاید چون کنار تو، گفتنش آسونه.

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🎀 𓂃 ࣪˖ ִֶָ

چند دقیقه بعد، هر دو کنار هم راه می‌رفتن.

لیلی هنوز به اسم آهنگ فکر می‌کرد.

— پس واقعاً می‌خوای اسمش رو بذاری «لیلی»؟

— اگه تو مشکلی نداشته باشی.

— نه.

لبخند زد.

— اتفاقاً دوستش دارم.

جنگکوک خوشحال شد.

— پس تمومه.

لیلی ناگهان ایستاد.

— یه سؤال.

— بپرس.

— چرا این آهنگ رو فقط برای من زدی؟

جنگکوک هم ایستاد.

چند ثانیه نگاهش کرد.

— چون...

مکث کرد.

— بعضی چیزها رو آدم دلش نمی‌خواد برای همه تعریف کنه.

لیلی آرام پرسید:

— حتی اگه اون چیز یه آهنگ باشه؟

جنگکوک لبخند زد.

— مخصوصاً اگه یه آهنگ باشه.

لیلی قلبش تند زد.

اما این بار لبخندش رو پنهان نکرد.

جنگکوک هم لبخند زد.

و آن شب، برای اولین بار...

هر دو فهمیدن که چیزی بینشان شکل گرفته که دیگر نمی‌توانند اسمش را فقط «دوستی» بگذارند.

اما هنوز یک سؤال باقی مانده بود.

کدومشون زودتر جرئت می‌کنه اسم واقعی این حس رو به زبون بیاره؟

୨୧ ─────────────── ୨୧
𓆩♡𓆪 𝐄𝐧𝐝 𝐨𝐟 𝐏𝐚𝒓𝒕 𝟐𝟓
୨୧ ─────────────── ୨୧
دیدگاه ها (۱۲)

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟔 🌷🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «اگه بگم دلم برات تن...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟕 🌷🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «می‌خواستم اینجا اول...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟒 🪽🖤𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این بار من دنبالت گ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑 🎀🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «یه چیز کوچیک، فقط ب...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟕 🎧🍓𓂃 ࣪˖ ִֶָ «تو اولین نفری بودی ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔 🎧🖤𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این یکی رو فقط برای...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟗 🌷🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «پس اینجا جاییه که م...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟐 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این نگاه برای من بو...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟕 🎀🍓𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این دیگه زیادی شبیه...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب دیگه نمی‌خوام ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖 🖤🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «اینجا کسی منو نمی‌ش...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟑 🍓🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این مال توئه؟» 𓂃 ࣪˖...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط