{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مُشتـ هآے پِی دَر پِیـ..

مُشتـ هآے پِی دَر پِیـ..
رَد خونـ روےِ دیوآر تیره حَتی تو تآریکیـ نِفرَتـ اَنگیز اُتآقَمـ عَجیبـ توےِ ذوقـ میزَد
بیستـ و سوُمـ ژانویہ..! لَعنَتی!
خَنده هیستیریکـ..بُلَند..! بُـلـَنـد تـَر!
مُشتـِ بَعدے!
پاکَتـ سیگآر...
نَخ بہِ نَخ! کامـ هاے طولآنی!"ریه ی بیچآره!"
اِمشَبـ هَمـ هَوآ سَرد و سوزنآکـ بود!
مِثل اونشَبـ..! مِثلـ اونـ شَبـ توےِ
اونـ اُتاقِ کآهگِلی!
توےِ هَمونـ اُتاقِ سَردِ لَعنَتی!
هَمونـ مَکآنِ نِفرَتـ اَنگیز!
کہِ نُقطہ به نُقطَشـ بوے عشقـ میدآد!
مُبایلمـ کہِ دآشتـ هر ثآنیہ زنگـ میخورد و
مُحکَمـ توےِ دیوآر پَرتـ کَردَمـ..
خورد شُـد! "بہِ جَہَنَمـ! مَگَر مُہِمـ بود؟"
"روآنی هاے مُزآحِمـ! بیخیالَمـ بِشین لَعنتی ها!"
خَستہ بودُم..؟
نہ..! امآ دِلَمـ عَجیبـ یہِ خوآبـ طولان میخوآستـ!
اَز اونـ دَستہِ خوابـہآیی کہِ بیدآرے ندآره! یآ اَگَر پآشُدے بِبینی کُلی سآلـ گُذَشتہ!
و دیگہِ اونـ آدَمـ هاےِ نِفرَتـ اَنگیز نیستَنـ!
یآ مَثَلآ یہِ سَفَر بی بـآزگَشتـ بہِ نآسآ!
کآشـ ....
اونـ اُتاقـِ کآهـگِلی لَعنَتی!
بوےِ تَعَفُنـ.. و مَرگـ نمیداد!
"کاشـ هَنوز بوےِ عشقـ دآشتـ!
دیدگاه ها (۳)

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹بوی تند...

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

شاهکاری به نام دروغ

### ⛓️ پارت ششم: دو رو از یک سکهسقوط... فقط باد سرد بود و سی...

### پارت ۱: سایه‌ای که بویِ باروت می‌دهدبارون، سقفِ فلزیِ ان...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p48دستش روی دستگیره موند.«ممکنه دفعه‌ی بع...

زیبای کوچک فریبکار

۳ پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط