پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۶۱♡⁠)⁩

پرواز به سوی تو ⁦(⁠●⁠♡⁠ part ۶۱♡⁠)⁩

آیرین : خواهش میکنم با غذاش شوخی نکن..
بعد به سمت تهیونگ برگشت و کمی یقه ش رو پایین کشید تا جای چنگهای روون روی سینه اش مشخص بشه و بعد
شکایت کرد
آیرین : اینا رو ببین شاهکار پسر توئه فقط کافیه یک ثانیه
غذاش دیر بشه...
تهیونگ خنده ای کرد
تهیونگ : ولی چنگ زدنو از تو یاد گرفته!
و بعد هم با تخسی ابرویی برای چشم غره ی آیرین بالا
انداخت
صبح امروز گروه بی‌تی‌اس به همراه رئیس جمهور مون
جه ،این به عنوان سفیران ویژه در سازمان ملل متحد در نیویورک، حضور پیدا کردند آنها در کنار هنرمندانی چون شکیرا و بیانسه تنها آرتیستهای تاریخ هستند که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اجرا کردند سخنرانی این گروه
موسیقی، واکنشهای زیادی در فضای مجازی در پی
توجهات زیادی رو به خودش جلب کرده
تهیونگ محو تلوزیون شده بود.
داشته. اونها رو میدید که پشت تریبون‌های سازمان ملل ایستادن.
با افتخار و غرور
بخشی از سخنرانی نامجون پخش شد.: اگه ما به راههای ممکن و امید باور داشته باشیم حتـ وقتی یه اتفاق غیر منتظره ،بیوفته راهمون رو گم نخواهیم کرد و راه جدیدی کشف میکنیم
تهیونگ مسخ شده بود.
مثل آوار شدن تمام دنیا روی سرش، قلبش گرفت.
واقعا جای درستش کجا بود؟
اینجا توی این خونهی ،کوچیک کنار زنی که هنوز عاشقش بود و بچه ای که توی همون نگاه اول تمام روحش رو تسخیر
کرده بود یا اونجا؟ ایستاده وسط رویاهاش؟
خوشبختی کجا بود؟
اینجا پشت این میز؟ یا اونجا پشت اون تریبون؟
اگر هر دوش رو میخواست چی؟
اگر گذشتن از هر کدوم براش سخت باشه؟
با سوزش عمیقی که حس ،کرد دادی زد و سریع دستش رو عقب کشید و وقتی به خودش اومد که رد دندونهای تازه
جوونه زدهی روون روی مچ دستش به خون افتاده بود. تهیونگ از درد صورتش رو در هم کرد و روون با چشمهای گردی نگاهش میکرد.
بلاخره موفق شده بود دست پدرش رو که مانع خوردن غذاش میشد عقب .بفرسته پس با بی تفاوتی به خوردن مشغول شد.
در حالی که تهیونگ با بهت دستش رو مالش میداد
تهیونگ : تو واقعا یه هیولایی
آیرین که با داد تهیونگ به سمتشون برگشته بود با دیدن رد
دندونهای روون خنده ای کرد
آیرین : خوشحال باش که تو اونی نیستی که گاهی اوقات
غذاشی چون اون سر غذاش اصلا شوخی نداره!
دیدگاه ها (۳)

فانتزی من از سخنرانی رئیس‌جمهور در سازمان مللرئیس‌جمهور بره ...

🟡 #ریلز | دروغ‌های شاخ‌دار بی‌بی🔸 نتانیاهو در حالی پشت تریبو...

پارت ۴۳

راز خون پارت سوم

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟒ویو اِریامرد اسلحه رو دوباره بالا آورد...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

سناریو

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

معامله p30آن روز، بالاخره صبر تهیونگ تمام شد.در اتاق با صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط