{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مهد کودک که بچه بودم

تو مهد کودک که بچه بودم
شیطونه کاشت هسته (!) تو من
نه نمیذاشت درس بخونم و قدر بدونم
تا وقتش اومد رفتم دبستان تو تهران
الفبا بم یاد دادن بعدش با یه خط کش زدن روی انشام
چار صباحی تو راهنمایی
بودم و نشدم راهنمایی
هی می گفتن کی میفتم
دیگه اینجا اصن راه نداری
انضباطمم افتضاح کم با ولیت بیا مثه آدم
بگو همه کارام اشتباهن
بگو من انگل اجتماعم
و اتفاقا دبیرستان بود واسم مثه اسیرستان
ناظمه گفت که لازمه که تعهد بدی همین امسال
الگوی بد شدم واسه هر چی خل توی شهر
گفت روی سگ منو بالا بیاری می خوری دو تا مشت توی فک
و پشت تو یه صف
حالا دیگه شدم مرد واسه خودم
هر کاری می کنم گوش نمیدم به حرفای دورم
تا برسم به یه فردای روشن
هر باریم دیگه بخورم زمین پا میشم
رفیقامم همینجان پیشم ام خلیلی تا تی تی اس کمینی تا تیزی
آره ما اینیم آره ما اینیم آره ما اینیم
MJ-MAHDEKODAK
دیدگاه ها (۳)

:)

حــالـم بــده..اینقــد بــدی دیــدم دارم میشــم آدم زده..حتـ...

سونگ کان، بازیگر کره‌ای و دوست تهیونگ، توی قسمت جدید برنامه‌...

پارت هفتم | دیدار دوبارهپارک لاراـ لارااااا!تو خواب نازم بود...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

یه مسئله چند وقته ذهنم رو مشغول کردهاونم اینکه چطور همه چیز ...

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

سه روز از اون شب گذشته. سه روز که توی خونه مثل دو تا غریبه ز...

بادشکن p۱ویو میزوکی: داشتم برای خودم میرفتم که دیدم یه گوشه ...

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

Part 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط