دختر من ۲۲
وقتی چشماشو باز میکنه میبینه تو بیمارستانه »+ لعنتی من کجام • سلام آقا به هوش اومدید + آی چرا نمیتونم پاهامو تکون بدم صبر کن ببینم دیشب چه اتفاقی افتاد • دیشب شما خوردید به یک تیره برق + موانا اون دختر کجاست • متاسفم ولی کسی جز شما داخل ماشین نبود « بونگ سون بلند میشه »
• آقا شما نباید راه برید پاهاتون آسیب دیده
« بونگ سون لباسشو عوض میکنه و بدون توجه از بیمارستان بیرون میره و میره جای خلوت و میخواد بره اون لحظه و ببینه چیشد اون میبینه اون تصادف عمدی بود همون فرشته هشتم بدون هیچ ردی موانا را از ماشین میگیره و میبره پیش خودش » + لعنتی
« غیب میشه و میره قلمرو فرشته هشتم کنار زندان موانا موانا اونو میبینه اما ساکت میمونه که ناگهان فرشته هشتم اونو میبینه »£ سلام دوست قدیمی مشتاق دیدار + تو مشکلت با من بود به اون چیکار داری £ گفته بودم اول عشقت بعد مادر و پدرت و بعد خودتو نابود میکنم
× عشق ؟
£ اوه چه احمقانه نمیدونستی اون عاشقت شده
+ خفه شو فرشته هشتم اگه به این حرف های احمقانه ادامه بدی خودم میکشمت
£ احمقانه ؟ مگه اینطور نیست مگه دوستش نداری اوه احتمالا این دختر هم نمیدونه توی زندگی قبلیش تو همسرش بودی ولی اونو به دلیل مسخره ای کشتی و بعد خودتو کشتی +گفتم خفه شو × چی داری میگی تو ؟
£ انسان ها همیشه نادو.ن بودن + چی میخوای که دیگه دهنتو ببندی £ بیا یه معامله کنیم تمام قدرت هاتو بده بهم و دیگه باهاتون کاری ندارم + فکرشم نکن £ پس نابودی این دختر را دوباره ببین بازم بخاطر تو قراره بمیره چه ناراحت کننده نگهبانا زود باشین این دختر را ببرین
× لعنتی شما واقعا منو دست کم گرفتید « نگهبانا را هل میده و چاقو شو میزاره زیر گلو نگهبانش » ×میگه دستتون به من بخوره مطمئن باش میکشمش £ دختره ابله « با یک شوک به موانا میزنه و موانا میفته روی زمین » × اهه
+ خوبی
× برو کنار ببینم برای چی قدرتشو میخوای £ چون قدرتاش خارقالعاده هستند « بونگ سون سریع یقه اونو میگیره و باهم دعوا میکنند» × هی تمومش کنید
£ بونگ سون تمومش کن دوست دخترت اونجا ناراحت میشه
× مراقب حرف زدنت باش + موانا تو ساکت باش
£ چرا نمیزاری دوست دخترت با غریبه ها حرف بزنه اوه غیرتی شده
« بونگ سون محکم مشت میزنه تو دهن اون مرد »
£ لعنتی حداقل یک از قدرتاتو بده + من نه این دختر را بهت میدم نه قدرتمو اما مرگو بهت میدم « فرشته هشتم محکم بونگ سون زمین میزنه و مشت میزنه تو شکمش و محکم محکم بهش ضربه میزنه موانا هلش میده » £ اوه دوست نداری دوست پسر عزیزت آسیب ببینه × خفه شو یکبار دیگه این حرفو بزنی برام مهم نیست چه کوفتی هستی خفت میکنم + موانا بیا کنار تو نمیتونی باهاش مبارزه کنی × ساکت شو
£ میگم... ببینم چیکار میخوای بکنی میدونستی اون عاشقت شده اون همیشه عاشقت بوده از همون موقع که تو را دید ولی من بهش گفتم با خواهرم ازدواج کن نکرد و عاشق یه انسان مثل تو شد پس باید قدرتشو بهم بده
« موانا او رامحکم میگیرتش و میچسبونتش به زمین وگردنشو فشار میده و میگه» × گفتم ساکت شو £ اوم ناراحت شدی باید بدونی وقتی توسط یک فرشته انتخاب شدی اون انتخابش عوض نمیشه حتی اگه شده مجبورت میکنه که باهاش ازدواج کنی ما اینیم خودتو از دستش نجات بده ببینش اون خیلی ضعیفه اما منو ببین چقدر قویم اوم میخوای با من ازدواج کنی « محکم به صورتش سیلی میزنه و میگه »
ادامه دارد....
الان دقیقا وسطای داستانیم ،😎😁
خیلی ذوق دارم وقتی تموم بشه قراره فیک بی تی اس شروع کنیممم♥️💓💓🥰🥰✌🏻🥹🥹
عرررر خیلی ذوق دارم ♥️
• آقا شما نباید راه برید پاهاتون آسیب دیده
« بونگ سون لباسشو عوض میکنه و بدون توجه از بیمارستان بیرون میره و میره جای خلوت و میخواد بره اون لحظه و ببینه چیشد اون میبینه اون تصادف عمدی بود همون فرشته هشتم بدون هیچ ردی موانا را از ماشین میگیره و میبره پیش خودش » + لعنتی
« غیب میشه و میره قلمرو فرشته هشتم کنار زندان موانا موانا اونو میبینه اما ساکت میمونه که ناگهان فرشته هشتم اونو میبینه »£ سلام دوست قدیمی مشتاق دیدار + تو مشکلت با من بود به اون چیکار داری £ گفته بودم اول عشقت بعد مادر و پدرت و بعد خودتو نابود میکنم
× عشق ؟
£ اوه چه احمقانه نمیدونستی اون عاشقت شده
+ خفه شو فرشته هشتم اگه به این حرف های احمقانه ادامه بدی خودم میکشمت
£ احمقانه ؟ مگه اینطور نیست مگه دوستش نداری اوه احتمالا این دختر هم نمیدونه توی زندگی قبلیش تو همسرش بودی ولی اونو به دلیل مسخره ای کشتی و بعد خودتو کشتی +گفتم خفه شو × چی داری میگی تو ؟
£ انسان ها همیشه نادو.ن بودن + چی میخوای که دیگه دهنتو ببندی £ بیا یه معامله کنیم تمام قدرت هاتو بده بهم و دیگه باهاتون کاری ندارم + فکرشم نکن £ پس نابودی این دختر را دوباره ببین بازم بخاطر تو قراره بمیره چه ناراحت کننده نگهبانا زود باشین این دختر را ببرین
× لعنتی شما واقعا منو دست کم گرفتید « نگهبانا را هل میده و چاقو شو میزاره زیر گلو نگهبانش » ×میگه دستتون به من بخوره مطمئن باش میکشمش £ دختره ابله « با یک شوک به موانا میزنه و موانا میفته روی زمین » × اهه
+ خوبی
× برو کنار ببینم برای چی قدرتشو میخوای £ چون قدرتاش خارقالعاده هستند « بونگ سون سریع یقه اونو میگیره و باهم دعوا میکنند» × هی تمومش کنید
£ بونگ سون تمومش کن دوست دخترت اونجا ناراحت میشه
× مراقب حرف زدنت باش + موانا تو ساکت باش
£ چرا نمیزاری دوست دخترت با غریبه ها حرف بزنه اوه غیرتی شده
« بونگ سون محکم مشت میزنه تو دهن اون مرد »
£ لعنتی حداقل یک از قدرتاتو بده + من نه این دختر را بهت میدم نه قدرتمو اما مرگو بهت میدم « فرشته هشتم محکم بونگ سون زمین میزنه و مشت میزنه تو شکمش و محکم محکم بهش ضربه میزنه موانا هلش میده » £ اوه دوست نداری دوست پسر عزیزت آسیب ببینه × خفه شو یکبار دیگه این حرفو بزنی برام مهم نیست چه کوفتی هستی خفت میکنم + موانا بیا کنار تو نمیتونی باهاش مبارزه کنی × ساکت شو
£ میگم... ببینم چیکار میخوای بکنی میدونستی اون عاشقت شده اون همیشه عاشقت بوده از همون موقع که تو را دید ولی من بهش گفتم با خواهرم ازدواج کن نکرد و عاشق یه انسان مثل تو شد پس باید قدرتشو بهم بده
« موانا او رامحکم میگیرتش و میچسبونتش به زمین وگردنشو فشار میده و میگه» × گفتم ساکت شو £ اوم ناراحت شدی باید بدونی وقتی توسط یک فرشته انتخاب شدی اون انتخابش عوض نمیشه حتی اگه شده مجبورت میکنه که باهاش ازدواج کنی ما اینیم خودتو از دستش نجات بده ببینش اون خیلی ضعیفه اما منو ببین چقدر قویم اوم میخوای با من ازدواج کنی « محکم به صورتش سیلی میزنه و میگه »
ادامه دارد....
الان دقیقا وسطای داستانیم ،😎😁
خیلی ذوق دارم وقتی تموم بشه قراره فیک بی تی اس شروع کنیممم♥️💓💓🥰🥰✌🏻🥹🥹
عرررر خیلی ذوق دارم ♥️
- ۲۲.۹k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط