سناریو توکیو ریونجرز
خانم ها و آقایان خوش آمدید به ★سناریو درخواستی از توکیو ریونجرز★
موضوع:«اگر ا.ت خواهر یا برادرشون باشه.»
کاراکترها:«ران هایــــــتانـــــی و ریـــــنـــــدو هایــــــتانـــــی.»
ــــــــــــــــــ 🎀 (◍•ᴗ•◍)✧*。 🎀 ـــــــــــــــــ
ــــــــــوقتی با صورت خونی میاد خونهــــــــــ
ران: اول با چشمهای گرد شده نگاهت میکنه، بعد آروم میگه: "ببینم چی شده؟ کی جرئت کرده به خواهر/برادر کوچولوی من دست بزنه؟" سعی میکنه خیلی عادی رفتار کنه، ولی تو چشمهاش یه برق خاص دیده میشه. شاید با یه دستمال، با خونسردی صورتت رو پاک کنه و بگه: "عیب نداره، این زخما زود خوب میشن. مهم اینه که تونستی خودتو جمع کنی." ته دلش از این روحیهی سرسختت خوشش اومده، ولی همزمان به اون طرفی که اذیتت کرده فکر میکنه که باید ادب بشه!
ریندو: با دیدن صورتت، ابروهاش بالا میره و با یه لحن تمسخرآمیز میگه: "انگار یه چند نفری رو حسابی پکوندی؟" بعدش نزدیکت میشه و با جزئیات زخمهات رو بررسی میکنه، انگار که یه صحنهی مبارزه رو تحلیل میکنه. شاید بگه: "این ضربه رو چطوری خوردی؟ ولی خب، مهم نیست. حداقل گریه نکردی. این خوبه. دفعه بعد اینجوری نذار کتک بخوری، سریعتر بزن داغونشون کن." ریندو به شدت از اینکه ا.ت ضعیف نیست و میتونه از خودش دفاع کنه، حال میکنه.
ــــــــــــوقتی ا.ت گریه میکنهــــــــــــ
ران: اول از همه ناراحت میشه. شاید دستش رو آروم بذاره روی شونهات و بگه: "چی شده کوچولو؟ کسی اذیتت کرده؟" وقتی بفهمه قضیه چیه، با همون لبخند ملایمش میگه: "اون احمق نمیدونه قدرت واقعی رو. تو خیلی قویتر از اون حرفایی. اشکالی نداره، گاهی وقتا آدما از حسادت حرفای ناجور میزنن." سعی میکنه آرومت کنه، ولی شاید تو دلش نقشه بکشه یه جوری حال اون بچه دبیرستانی رو بگیره که تا عمر داره یادش نره.
ریندو: اول با تعجب بهت نگاه میکنه. این حالت رو ازت انتظار نداشته. شاید یه کم کلافه بشه و بگه: "چرا داری گریه میکنی؟ کسی حرف بدی زده؟" وقتی دلیل رو میفهمه، عصبانیت تو چشماش برق میزنه. با صدای بلندتر میگه: "چی؟ به تو گفته ضعیف؟ اون کثافت؟ باشه، خودم به حسابش میرسم! هیشکی حق نداره به تو چیزی بگه، فهمیدی؟" ریندو خیلی حساسه که کسی به ا.ت توهین کنه.
ـــــــــوقتی لباس ران یا ریندو رو میپوشهـــــــــ
ران: اول با تعجب بهت نگاه میکنه، بعد یه خنده از ته دل سر میده. میگه: "وای! انگار یه عروسک کوچولو توی لباسهای منه!" شاید بیاد جلو و با انگشتش یقه یا سرآستینت رو بکشه و بگه: "اینا که اندازهی تو نیست. ولی خب، بهت میاد. دقیقا شبیه خودم شدی." شاید حتی یواشکی یه عکس ازت بگیره.
ریندو: اول ممکنه یه کم اخم کنه و بگه: "این لباس منه! چرا پوشیدی؟" ولی وقتی میبینه چقدر گشاده و بامزه به نظر میای، خندهاش میگیره. ممکنه یه نگاه از بالا به پایین بهت بندازه و بگه: "خیلی بهت گشاده. ولی خب، حداقل سعی کردی مثل من خفن باشی. دفعه بعد یه لباس کوچیکتر برات پیدا میکنم که اندازهات باشه... شاید." ریندو هم با این قضیه سرگرم میشه، ولی شاید ته دلش از اینکه ا.ت میخواد شبیه اونها باشه، حس خوبی پیدا کنه.
ـ پایان.
ــــــــــــــــــ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ــــــــــــــــــ
¸„.-•~¹°”ˆ˜¨ 🎀 (◍•ᴗ•◍)✧*。 🎀 ¨˜ˆ”°¹~•-.„¸
#توکیو_ریونجرز #انتقام_جویان_توکیو #انیمه #سناریو #وانشات #تاکمیچی #مایکی #دراکن #باجی #چیفویو #میتسویا #اسمایلی #انگری #اینوپی #سانزو #ران #ریندو #هانما #کیساکی #کازوتورا #ایزانا #شیون_مادارامه #کاکوچو #کوکونوی #سنجو #واکاسا #تاکئومی #هینا #شینیچیرو #آکانه #تایجو #هاکای #توکیو_مانجی_گنگ #تومان #والهالا #بلک_دراگن #بونتن #براهمن #سوریو
,-*'^'~*-.,_,.-*~ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ~*-.,_,.-*~'^'*-,
موضوع:«اگر ا.ت خواهر یا برادرشون باشه.»
کاراکترها:«ران هایــــــتانـــــی و ریـــــنـــــدو هایــــــتانـــــی.»
ــــــــــــــــــ 🎀 (◍•ᴗ•◍)✧*。 🎀 ـــــــــــــــــ
ــــــــــوقتی با صورت خونی میاد خونهــــــــــ
ران: اول با چشمهای گرد شده نگاهت میکنه، بعد آروم میگه: "ببینم چی شده؟ کی جرئت کرده به خواهر/برادر کوچولوی من دست بزنه؟" سعی میکنه خیلی عادی رفتار کنه، ولی تو چشمهاش یه برق خاص دیده میشه. شاید با یه دستمال، با خونسردی صورتت رو پاک کنه و بگه: "عیب نداره، این زخما زود خوب میشن. مهم اینه که تونستی خودتو جمع کنی." ته دلش از این روحیهی سرسختت خوشش اومده، ولی همزمان به اون طرفی که اذیتت کرده فکر میکنه که باید ادب بشه!
ریندو: با دیدن صورتت، ابروهاش بالا میره و با یه لحن تمسخرآمیز میگه: "انگار یه چند نفری رو حسابی پکوندی؟" بعدش نزدیکت میشه و با جزئیات زخمهات رو بررسی میکنه، انگار که یه صحنهی مبارزه رو تحلیل میکنه. شاید بگه: "این ضربه رو چطوری خوردی؟ ولی خب، مهم نیست. حداقل گریه نکردی. این خوبه. دفعه بعد اینجوری نذار کتک بخوری، سریعتر بزن داغونشون کن." ریندو به شدت از اینکه ا.ت ضعیف نیست و میتونه از خودش دفاع کنه، حال میکنه.
ــــــــــــوقتی ا.ت گریه میکنهــــــــــــ
ران: اول از همه ناراحت میشه. شاید دستش رو آروم بذاره روی شونهات و بگه: "چی شده کوچولو؟ کسی اذیتت کرده؟" وقتی بفهمه قضیه چیه، با همون لبخند ملایمش میگه: "اون احمق نمیدونه قدرت واقعی رو. تو خیلی قویتر از اون حرفایی. اشکالی نداره، گاهی وقتا آدما از حسادت حرفای ناجور میزنن." سعی میکنه آرومت کنه، ولی شاید تو دلش نقشه بکشه یه جوری حال اون بچه دبیرستانی رو بگیره که تا عمر داره یادش نره.
ریندو: اول با تعجب بهت نگاه میکنه. این حالت رو ازت انتظار نداشته. شاید یه کم کلافه بشه و بگه: "چرا داری گریه میکنی؟ کسی حرف بدی زده؟" وقتی دلیل رو میفهمه، عصبانیت تو چشماش برق میزنه. با صدای بلندتر میگه: "چی؟ به تو گفته ضعیف؟ اون کثافت؟ باشه، خودم به حسابش میرسم! هیشکی حق نداره به تو چیزی بگه، فهمیدی؟" ریندو خیلی حساسه که کسی به ا.ت توهین کنه.
ـــــــــوقتی لباس ران یا ریندو رو میپوشهـــــــــ
ران: اول با تعجب بهت نگاه میکنه، بعد یه خنده از ته دل سر میده. میگه: "وای! انگار یه عروسک کوچولو توی لباسهای منه!" شاید بیاد جلو و با انگشتش یقه یا سرآستینت رو بکشه و بگه: "اینا که اندازهی تو نیست. ولی خب، بهت میاد. دقیقا شبیه خودم شدی." شاید حتی یواشکی یه عکس ازت بگیره.
ریندو: اول ممکنه یه کم اخم کنه و بگه: "این لباس منه! چرا پوشیدی؟" ولی وقتی میبینه چقدر گشاده و بامزه به نظر میای، خندهاش میگیره. ممکنه یه نگاه از بالا به پایین بهت بندازه و بگه: "خیلی بهت گشاده. ولی خب، حداقل سعی کردی مثل من خفن باشی. دفعه بعد یه لباس کوچیکتر برات پیدا میکنم که اندازهات باشه... شاید." ریندو هم با این قضیه سرگرم میشه، ولی شاید ته دلش از اینکه ا.ت میخواد شبیه اونها باشه، حس خوبی پیدا کنه.
ـ پایان.
ــــــــــــــــــ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ــــــــــــــــــ
¸„.-•~¹°”ˆ˜¨ 🎀 (◍•ᴗ•◍)✧*。 🎀 ¨˜ˆ”°¹~•-.„¸
#توکیو_ریونجرز #انتقام_جویان_توکیو #انیمه #سناریو #وانشات #تاکمیچی #مایکی #دراکن #باجی #چیفویو #میتسویا #اسمایلی #انگری #اینوپی #سانزو #ران #ریندو #هانما #کیساکی #کازوتورا #ایزانا #شیون_مادارامه #کاکوچو #کوکونوی #سنجو #واکاسا #تاکئومی #هینا #شینیچیرو #آکانه #تایجو #هاکای #توکیو_مانجی_گنگ #تومان #والهالا #بلک_دراگن #بونتن #براهمن #سوریو
,-*'^'~*-.,_,.-*~ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ~*-.,_,.-*~'^'*-,
- ۶.۹k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط