طنز پدر و پسر خنگ!

طنز پدر و پسر خنگ!
يه معلمه با دانش اموزش که خنگ بوده دعواش ميشه.بهش ميگه فردا باباتو بگو بياد. روز بعد با پدرش ميره مدرسه. پدر به معلمه ميگه شما معلميد نبايد ايجور با بچه صحبت کنيد. معلمه ميگه آخه پسرت خيلي خنگه ،نيگا کن... به پسره ميگه برو ببين من تو حياط مدرسه هستم يانه؟ پسره ميره وبرميگرده،ميگه اجازه خانوم معلم;شما تو حياط نيستيد. بعد بهش ميگه برو ببين شايد تو دفتر مدير باشم،ميره و برميگرده ميگه:اجازه شما تو دفتر نبوديد.معلم به پدرش ميگه :نيگا کن چه خنگه! پدره ميگه : خوب شايد شما مرخصي رفته باشيد ؟
دیدگاه ها (۱۰)

سناریو توکیو ریونجرز ( اونا بعد اعتراف)

انتقام یا عشق

اسم رمان #رقص_در_میان_اتش شخصیت ها لیسا،جنگکوک،تهیونگ،جنی،رز...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.2کانگ وو:چرا بهم چ...

جونگ کوک دوست پسرمون هست و قلدر مدرسه که همه ازش میترسن حتی ...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

《بر فراز ابرهای های سرنوشت》پارت ⁸《روز مدرسه》°ویو هیتومی°•داش...

پارت ۴ ویو مادر تهیونگ :حق با تهیونگه ا/ت واقعا دختر خوبیه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط