طنز پدر و پسر خنگ!
طنز پدر و پسر خنگ!
يه معلمه با دانش اموزش که خنگ بوده دعواش ميشه.بهش ميگه فردا باباتو بگو بياد. روز بعد با پدرش ميره مدرسه. پدر به معلمه ميگه شما معلميد نبايد ايجور با بچه صحبت کنيد. معلمه ميگه آخه پسرت خيلي خنگه ،نيگا کن... به پسره ميگه برو ببين من تو حياط مدرسه هستم يانه؟ پسره ميره وبرميگرده،ميگه اجازه خانوم معلم;شما تو حياط نيستيد. بعد بهش ميگه برو ببين شايد تو دفتر مدير باشم،ميره و برميگرده ميگه:اجازه شما تو دفتر نبوديد.معلم به پدرش ميگه :نيگا کن چه خنگه! پدره ميگه : خوب شايد شما مرخصي رفته باشيد ؟
يه معلمه با دانش اموزش که خنگ بوده دعواش ميشه.بهش ميگه فردا باباتو بگو بياد. روز بعد با پدرش ميره مدرسه. پدر به معلمه ميگه شما معلميد نبايد ايجور با بچه صحبت کنيد. معلمه ميگه آخه پسرت خيلي خنگه ،نيگا کن... به پسره ميگه برو ببين من تو حياط مدرسه هستم يانه؟ پسره ميره وبرميگرده،ميگه اجازه خانوم معلم;شما تو حياط نيستيد. بعد بهش ميگه برو ببين شايد تو دفتر مدير باشم،ميره و برميگرده ميگه:اجازه شما تو دفتر نبوديد.معلم به پدرش ميگه :نيگا کن چه خنگه! پدره ميگه : خوب شايد شما مرخصي رفته باشيد ؟
- ۹۲۶
- ۰۶ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط