P38ایدل شکسته

(یونگی)
با حرفش اخرش نشستم روی زمین و سرمو با دستام گرفتم
^خیلی امیدی ب برگشتنش نیست ...معمولا مگه اینکه معجزه شه تا تصمیم بگیره ب بدنش برگرده ...ما همه ی تلاشمونو کردییم
دوباره اشکام راهشونو از چشمم ب گونه هام باز کردن
-چرا همیشه ادمایی ک دوسشون دارم باید ترکم کنن؟چرا؟
-دکتر
^بله
-میتونم ببینمش؟خواهش میکنم
دکتر سرشو تکون داد ...
^باشه ولی طولش نده برو لباس مخصوص رو بپوش و بگو دکتر لی اجازه ی ملاقات رو بهت داده
-ممنون دکتر
سریع رفتم سمت در اتاق و لباس بیمارستان رو پوشیدم و ماسمو زدم و وارد اتاق شدم
دیدن ا/ت توی اون وضعیت قلبمو تیکه تیکه کرد ...هزار تا دستگاه دور و برش ببود و صدای بیب ی ک ب صورت نامنظم ضربان قلبشو ک گاهی20 ثانیه ی بار و گاهی 2 ثانه یبار میزد نشون میداد ....
ی صندلی کوچیک گذاشتم کنار تختش و اروم روش نشستم ....
دستمو روی دستش گذاشتم ...دستش سرد سرد بود ...
-ا/ت من اینجام
دستشو توی دستم گرفتم و سعی کردم گرمش کنم ولی فاییده نداشت
-ا/ت چشمتو باز کن ....خواهش میکنم ا/ت
بیب........بیب............بیب......
-تو واقعا میخوای اینجوری بری؟میخوای منو توی این موقعیت تنها بزاری ؟اونم وقتی ک تازه معنی زندگی رو درک کردم ؟ اونم وقتی ک تو وارد زندگیم شدی ؟میخوای ب همین راحتی بری؟نمیخوای بلندشی و دوباره با مشت بزنی توی بازوم ؟
اشکام همینجوری مثل بارون میرخت روی گونه ام و از اونجا میریخت روی دست ا/ت
-نمیخوای بلند شی و دوباره بگی گردنمو میشکونی ؟
با چشمای اشکیم ب صورت ارومش نگاه کردم
-ا/ت ....دلم برای غر زدنتات تنگ شده
از جام بلند شدم و سمتش خم شدم
-ا/ت دلم برای چشای قشنگت تنگ شده
سرمو نزدیکش بردم
-ا/ت دلم برای خنده هات تنگ شده
اروم بوسیدمش ...و بعد برگشتم سر جام ....بهش نگاه کردم ولی هییچ واکنشی ندیدم...اشکی ک تازه از گونه ام ریخته بود رو پاک کردم و بلند شدم تا برم
ولی با چیزی ک دیدم خشکم زد
دستش اروم تکون کوچیکی خورد ..اولش فکر کردم اشتباه دیدم
ولی دوباره انگشتشو تکون داد
-پرستار ...پرستاررررر
دیدگاه ها (۳)

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

ادامه سناریو

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

سناریو خط قرمز پارت اخر

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط