سناریو باکودکو
مرحم عشق
پارت ۳۴
شوتو به کاتسوکی و ایزوکو نگاه کرد که بهش با تعجب نگاه می کردن
یهو کاتسوکی از شک بیرون اومد و جوش اورد
💥: تویهههههه دو تیکههههه
شوتو گوشاشو گرفت از داد کاتسوکی دنکی و ایجیرو و مینا که داخل بودن اروم سرشون از لای در بیرون اوردن و ایزاوا با حالت حرصی اومد پشت کاتسوکی
ایزاوا: هی کاتسوکی حرفم هنوز تموم نشد بچه گوش م....
که ایزوکو رو دید
⚡: چی شده کاتسوکی که دوباره هوار زدی داداش
❤: یکم اروم باش رفیق
💗: اره کاتسو حرص میخوری پیر میشیا😁
💥: خفه شید نفلهههه هااااا💢
💥: و توی دو تیکه همین الان باید جواب بدی ببینمممم
شوتو: چی رو جواب بدم
💥: خودت میدونی احمقق💢
شوتو: جواب خاصی نداره😐
💥: تو منو مسخره میکنی هاننن🤬
شوتو: نه😶
💥: همین جاااااا پارتتت میکنممم💢
تو این هیری ویری که کاتسوکی داشت سر شوتو داد بیداد میکرد و شوتو هم خونسرد داشت نگاش میکرد که انگار کاتسوکی داره با دیوار حرف میزنه چشم دنکی به ایزوکوی تعجب کرده خورد
⚡: هی بروبچ اونجارو
مینا و ایجیرو به ایزوکو نگاه کردن دنکی خودشو از لای در رد کرد و با صورتی خندون رفت سمت ایزوکو
⚡: سلام پسر تو تازه واردی اخه من تو رو ندیده بودم
🥦: چی ؟ کی ؟ منو میگی ؟
⚡: اره دیگه جز تو کسی دیگه اینجا هست مگه
🥦: خ.خب راستش ... اره..من تازه..اومدم..ا . اینجا 😅
دنکی دستشو انداخت روی شونه ایزوکو و از اون طرف ایجیرو و مینا اروم و طوری که به کاتسوکی نخورن اومدن بیرون پیش ایزوکو
💗: وای اخ جون یه دوست جدید اسمت چیه هان🤩
🥦: خب من ایزوکو هستم
💗: وااااای چه اسم قشنگی داری ایزوکو خودتم خیلی خوشگلی
🥦: م.م.ممنون * سرخ شدن*
⚡: بیا باما دوست شو باشه
❤: راست میگم خب من اول خودمو معرفی میکنم من کیریشیما ایجیرو هستم
⚡: منم کامیناری دنکی ام
مینا دست ایزوکو رو گرفت و با خنده گفت
💗: منم مینا اشیدو ام
🥦: از اشناییتون خوشوقتم
دنکی با دست به ایزاوا که سعی داشت کاتسوکی رو اروم کنه اشاره کرد
⚡: اونم ایزاوا سانه مشاور پادشاه
⚡: و اونی که موهاش سفیده و قرمزه شوتو هست
❤: و اون مو تیغ تیع عصبی هم...
🥦: خودم میدونم کیه
❤: میدونی
🥦: اره... اون..کاچانه
❤⚡💗: کاچان😳
🥦: اره
⚡: مطمئنی اشتباه نگرفتی اون باکوگو کاتسوکیه شاهزاده قصر اگه بفهمه که بهش کاچان گفتی با دست نصفت میکنه داداش
🥦: خودم میدونم من وقتی که زخمی شد و گم شده بود از مراقبت کردم
❤💗⚡: تو ازش مراقبت کردی😳
🥦: اره و من بهش میگم کاچان چون اسمش برام سخته خودش با این اسم مشکلی نداره😅
❤💗⚡: اون مشکلی نداشت مگه میشه
⚡: این همه مدت دوستاشیم ولی اصلا ت.ت* خم نمیکنیم پسوند چان بهش بدیم
💗: این عجیبه
وقتی داد و هوار های کاتسوکی سر شوتو تموم شدو ایزاوا اونا رو از هم جدا کرد تازه چشم کاتسوکی به دوستاش و ایزوکو خورد و بله دید که دنکی دستشو انداخته دور ایزوکو
💥: برق برقییییی نفلهههههه
و رفت سمتشون و ایزوکو رو کشید طرف خودش
💥: کی به شما اجازه داد به دکو دست بزنید هااان
⚡: مگه اسمش ایزوکو نبود
💥: من هرچی دوست دارم صداش میکنم به توچه
🥦: کاچان یه کم اروم باش
💥: تچ... باشه
❤💗⚡: جان😳
💥: خب حالا گمشین کنار نفله ها
کاتسوکی دست ایزوکو رو گرفت و با خودش برد
⚡: چه عجیب کاتسوکی به حرف یکی گوش کرد
❤: اره
💗: شاید یه خبرایه
⚡❤: شاید
شوتو: خب بیان فعلا بریم
---------------------------------------------------
پایان😅
پارت ۳۴
شوتو به کاتسوکی و ایزوکو نگاه کرد که بهش با تعجب نگاه می کردن
یهو کاتسوکی از شک بیرون اومد و جوش اورد
💥: تویهههههه دو تیکههههه
شوتو گوشاشو گرفت از داد کاتسوکی دنکی و ایجیرو و مینا که داخل بودن اروم سرشون از لای در بیرون اوردن و ایزاوا با حالت حرصی اومد پشت کاتسوکی
ایزاوا: هی کاتسوکی حرفم هنوز تموم نشد بچه گوش م....
که ایزوکو رو دید
⚡: چی شده کاتسوکی که دوباره هوار زدی داداش
❤: یکم اروم باش رفیق
💗: اره کاتسو حرص میخوری پیر میشیا😁
💥: خفه شید نفلهههه هااااا💢
💥: و توی دو تیکه همین الان باید جواب بدی ببینمممم
شوتو: چی رو جواب بدم
💥: خودت میدونی احمقق💢
شوتو: جواب خاصی نداره😐
💥: تو منو مسخره میکنی هاننن🤬
شوتو: نه😶
💥: همین جاااااا پارتتت میکنممم💢
تو این هیری ویری که کاتسوکی داشت سر شوتو داد بیداد میکرد و شوتو هم خونسرد داشت نگاش میکرد که انگار کاتسوکی داره با دیوار حرف میزنه چشم دنکی به ایزوکوی تعجب کرده خورد
⚡: هی بروبچ اونجارو
مینا و ایجیرو به ایزوکو نگاه کردن دنکی خودشو از لای در رد کرد و با صورتی خندون رفت سمت ایزوکو
⚡: سلام پسر تو تازه واردی اخه من تو رو ندیده بودم
🥦: چی ؟ کی ؟ منو میگی ؟
⚡: اره دیگه جز تو کسی دیگه اینجا هست مگه
🥦: خ.خب راستش ... اره..من تازه..اومدم..ا . اینجا 😅
دنکی دستشو انداخت روی شونه ایزوکو و از اون طرف ایجیرو و مینا اروم و طوری که به کاتسوکی نخورن اومدن بیرون پیش ایزوکو
💗: وای اخ جون یه دوست جدید اسمت چیه هان🤩
🥦: خب من ایزوکو هستم
💗: وااااای چه اسم قشنگی داری ایزوکو خودتم خیلی خوشگلی
🥦: م.م.ممنون * سرخ شدن*
⚡: بیا باما دوست شو باشه
❤: راست میگم خب من اول خودمو معرفی میکنم من کیریشیما ایجیرو هستم
⚡: منم کامیناری دنکی ام
مینا دست ایزوکو رو گرفت و با خنده گفت
💗: منم مینا اشیدو ام
🥦: از اشناییتون خوشوقتم
دنکی با دست به ایزاوا که سعی داشت کاتسوکی رو اروم کنه اشاره کرد
⚡: اونم ایزاوا سانه مشاور پادشاه
⚡: و اونی که موهاش سفیده و قرمزه شوتو هست
❤: و اون مو تیغ تیع عصبی هم...
🥦: خودم میدونم کیه
❤: میدونی
🥦: اره... اون..کاچانه
❤⚡💗: کاچان😳
🥦: اره
⚡: مطمئنی اشتباه نگرفتی اون باکوگو کاتسوکیه شاهزاده قصر اگه بفهمه که بهش کاچان گفتی با دست نصفت میکنه داداش
🥦: خودم میدونم من وقتی که زخمی شد و گم شده بود از مراقبت کردم
❤💗⚡: تو ازش مراقبت کردی😳
🥦: اره و من بهش میگم کاچان چون اسمش برام سخته خودش با این اسم مشکلی نداره😅
❤💗⚡: اون مشکلی نداشت مگه میشه
⚡: این همه مدت دوستاشیم ولی اصلا ت.ت* خم نمیکنیم پسوند چان بهش بدیم
💗: این عجیبه
وقتی داد و هوار های کاتسوکی سر شوتو تموم شدو ایزاوا اونا رو از هم جدا کرد تازه چشم کاتسوکی به دوستاش و ایزوکو خورد و بله دید که دنکی دستشو انداخته دور ایزوکو
💥: برق برقییییی نفلهههههه
و رفت سمتشون و ایزوکو رو کشید طرف خودش
💥: کی به شما اجازه داد به دکو دست بزنید هااان
⚡: مگه اسمش ایزوکو نبود
💥: من هرچی دوست دارم صداش میکنم به توچه
🥦: کاچان یه کم اروم باش
💥: تچ... باشه
❤💗⚡: جان😳
💥: خب حالا گمشین کنار نفله ها
کاتسوکی دست ایزوکو رو گرفت و با خودش برد
⚡: چه عجیب کاتسوکی به حرف یکی گوش کرد
❤: اره
💗: شاید یه خبرایه
⚡❤: شاید
شوتو: خب بیان فعلا بریم
---------------------------------------------------
پایان😅
- ۲۸.۹k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط