تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۷

بعد از گریه ها و دلداری های طولانی نوبت سولای شوتا شده بود🤣😅

شوتا: خب چطور بود؟

ایزوکا:؟

شوتا: زندگی اولت!

ایزوکا: آها...اون...خب چیز خاصی نبود😅

شوتا: بگو دیگه😄

ایزوکا: خب باشه...اول اینکه من اونجا بی کوسه بودم و بعد...

ایزوکا تمام ماجرای  بی کوسگیش و انتقال کوسه آلمایت به اون و ورود به UA رو توضیح میده تا اینکه....

شوتا: عجب ماجرایی! پس من و تو اونموقع هم روست بودیم؟

ایزوکا: آره! فقط یه تفاوتی داشت😅...

شوتا: ؟...

ایزوکا: من و تو جفتمون پسر بودیم🍅...

شوتا:
.
.
.
شوتا: چییییییییییییییییییییی!؟؟!!

باید بگم اگه این اتفاق تو بیمارستان عادی نبود و پرستارا اتاق رو زد داد تنزیم نمیکردن الان شوتا به جرم پخش صدا و بهم زدم آرامش تو کل بیمارستان بیرون شده بود🤣🤣

شوتا: پ-پ-پ پ-پ-پ پسررر!؟ د-دروغ نگو!🍅

ایزوکا: نمیرونی چه عضابیه لباس عوض کردن و حموم رفتن🍅😖

شوتا فکش رفت تو زمین🤣

پرستار: خب وقت دارو ها--- تو هنوز اینجایی!؟ بیرون!

شوتا: ولی، ولی،و-و-و ولی!

پرستار کشان کشان شوتا میبرد🤣

خلاصه میگم چون گشا-- چیز...حال ندارم🤣🗿

دو هفته میگذره و بالاخره ایزوکا برمیگرده مدرسه
دیدگاه ها (۶)

⁦#درخواستیپارت آخرکه یهو پرستارا و دکترا تند تند رد میشدن و ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p1یه چند ماهی میشد که ...

#پارت_۱۷ #ناشناخته_ی_من_تا_ابد_بمان!دیانا: رسیدیم بیمارستان ...

#پارت3#Revenge_should_be_sweetمین جو(بچم به سمت بیمارستان می...

𝕡𝕒𝕣𝕥⁴⁹تهیونگ با یکی دستش دستمو گرفت و اون یکی دستشو روی مقبد...

زیبای پنهان پارت ۷ وقتی به هوش اومدم رو تخت بیمارستان بودم و...

وانشانت مافیا جیمین( پارت ۱۵)

نام فیک: عشق/نفرتPart: 19دکتر از اتاق اومد بیرون و تهیونگ رو...

love Between the Tides³¹شبتهیونگرفتم بیمارستان تهیونگ: ببخشی...

قهرمان من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط