قهرمان من

قهرمان من
پارت چهارم 😍
( خب خب خب کجا بودیم آهان....)
شوتویی که همیشه مثل کوه یخ استوار بود حالا داشت زیر لایه های پتو میلرزید 😱😱😱
یهو خشکم زد سر جام میخکوب شده بودم ولی یهو به خودم اومدم سریع به سمت شوتو شتاب گرفتم. میخواستم دستم رو روی پیشانی اش بزارم
یوشیکو : 😳نه نه نه الان وقت این کارا نیست
دستم رو روی پیشانی اش گذاشتم داغ بود خیلی داغ انگار دستمو روی شعله آتیش گذاشتم🔥
یوشیکو : خدای من ،شوتو
تب داشت خیلی زیاد
دماسنجو از داخل کیف کنارش در اوردم و به دهانش نزدیک کردم دمای بدنش 50 درجه رو نشون میداد 🤒
یوشیکو : شوتو من باید تورو سریم به بیمارستان ببرم
قبل از شروع کلاس از زبان شوتو :
اه اه اه چرا باید الان سرما بخورم چرا سرفه هام بند نمیاد الان باید چیکار کنم به یوشیکو چی بگم الان از نگرانی دق میکنه
فهمیدم به آیزاوا سنسه میگم یه چند روز نمیام نمیگم بخاطر اینکه سرما خوردم نمیام فقط میگم نمیام 🤧
زمان حال
یوشیکو : شوتو کون تو چرا به من نگفتی سرما خوردی اگه میگفتی امروز به مدرسه نمیرفتم میومدم ازت نگهداری میکردم
شوتو : تو که نمیتونی درسو مشقتو ول کنی بیای بشی پرستار خصوصی من
با این جمله انگار تیغی به قلبم برخورد کرد
یوشیکو : چرا نمیتونم خوبم میتونم بگو ببینم از کی حالت اینجوریه ؟ از کی تب داری ؟ اصلا از کی سرما خوردی؟
شوتو : از صبح اینجوریم
یوشیکو : باشه من باید ببرمتون بیمارستان بذارید کمکتون کنم بلند بشید 😳
شوتو کون با کمک من از رو تختش بلند شد از اتاق بیرون رفتم تا راحت لباس هاشو بپوشه و بعد ببرمش به بیمارستان .....
خب بچه‌ها این پارت چطور بود بهم نظر بدید همین دیگه سایونارا👋
دیدگاه ها (۱۸)

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

پارت ۴۱

[چند پارتی]

برده عمارت جئون

کسخلان گروگان

وقتی میرین مهمونی ولی ...دیدم میا چشمک زد و حواس ته رو پرت ک...

پارت ۳۹

تک پارت بنگچان وقتی مریضی تو خیلی خلیی تب داشتی و بدنت داغ ک...

رمان سوم پارت بیستم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚.@ویو دازای ی...

همسر غیره منتظره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط