پارت ۶ فک کنم
ویو آیکو:
آژیر مدرسه صدا داد
اون،جیغ جیغوعه ( اسمش چی بود؟...پرزنت نمیدونم چی چی🗿🗿)
اعلام کرد که به مدرسه حمله شده و ازین جور چیزا و باید جمع کنیم بریم خونه🗿
ویو نویسنده:
موقع رفتن یه تبهکاره جلوی راه سبز شد و حمله کرد ب آیکو( 🗿🗿عاممم.. خب مثلا آیکو بهش نزدیک تر بود دیگه👍🏻🗿)
آیکو ی اسکلم از ترس با دست جلوی خودشو گرفته بود و سرش اونوری بود و تبهکاره میخواد بیاد که جتلمن تیغیمون میاد جلوی آیکو و انفجار میزنه به تبهکاره
باکو:حواستو جمع کن نفلهههه!
( چقد خوب و جالب منظورمو بهتون میرسونم🗿💃) و آیکو رو نجات میده بعدشم بقیه معلما و آلمایت میان تبهکارا رو شکست میدن.
ویو آیکو:
وقتی همه جا امن شد ، اعلام کردن که میتونیم دوباره میتونیم برگردیم سرکلاس
رفتیم سر کلاس داشتم ب اونموقع ک جوجه تیغیه نجاتم داد فکر می کردم ازش تشکر نکردم ولی خب به من تشکر کردن نمیاد پس باید با کرمریزی تشکر خودمو بش برسونم👍🏻
زنگ تفریح:
ویو باکو:
نمیدونم چرا نمیتونم به اون نفلهههه فکر نکنم آخه چرا باید به اون نفله ی اسکل فکر کنم ها؟!
ویو آیکو:
همه بچه ها داشتن درباره اتفاقی که افتاده بود حرف میزدن
داشتم ب تشکر از جوجه تیغی فک میکردم🗿👍🏻🪱
ی برگه برداشتم روش نوشتم از طرف ملکه ات( 🗿😂💃)
....
بقیه اش بعدا🗿
فقط ی چیزی بچه ها من درخواستی های چند پارتی اگه فلا نمیزارم درگیر این فیکم پس باید منتظر بمونین👍🏻🗿
خب دیگه خدافظ تا پارت بعد
نظراتون هم بگید بایییی🌸
آژیر مدرسه صدا داد
اون،جیغ جیغوعه ( اسمش چی بود؟...پرزنت نمیدونم چی چی🗿🗿)
اعلام کرد که به مدرسه حمله شده و ازین جور چیزا و باید جمع کنیم بریم خونه🗿
ویو نویسنده:
موقع رفتن یه تبهکاره جلوی راه سبز شد و حمله کرد ب آیکو( 🗿🗿عاممم.. خب مثلا آیکو بهش نزدیک تر بود دیگه👍🏻🗿)
آیکو ی اسکلم از ترس با دست جلوی خودشو گرفته بود و سرش اونوری بود و تبهکاره میخواد بیاد که جتلمن تیغیمون میاد جلوی آیکو و انفجار میزنه به تبهکاره
باکو:حواستو جمع کن نفلهههه!
( چقد خوب و جالب منظورمو بهتون میرسونم🗿💃) و آیکو رو نجات میده بعدشم بقیه معلما و آلمایت میان تبهکارا رو شکست میدن.
ویو آیکو:
وقتی همه جا امن شد ، اعلام کردن که میتونیم دوباره میتونیم برگردیم سرکلاس
رفتیم سر کلاس داشتم ب اونموقع ک جوجه تیغیه نجاتم داد فکر می کردم ازش تشکر نکردم ولی خب به من تشکر کردن نمیاد پس باید با کرمریزی تشکر خودمو بش برسونم👍🏻
زنگ تفریح:
ویو باکو:
نمیدونم چرا نمیتونم به اون نفلهههه فکر نکنم آخه چرا باید به اون نفله ی اسکل فکر کنم ها؟!
ویو آیکو:
همه بچه ها داشتن درباره اتفاقی که افتاده بود حرف میزدن
داشتم ب تشکر از جوجه تیغی فک میکردم🗿👍🏻🪱
ی برگه برداشتم روش نوشتم از طرف ملکه ات( 🗿😂💃)
....
بقیه اش بعدا🗿
فقط ی چیزی بچه ها من درخواستی های چند پارتی اگه فلا نمیزارم درگیر این فیکم پس باید منتظر بمونین👍🏻🗿
خب دیگه خدافظ تا پارت بعد
نظراتون هم بگید بایییی🌸
- ۱۶.۹k
- ۱۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط