فیک مدرسه ی من پارت ۲
فیک مدرسه ی من پارت ۲
امیلی :آقا بفرمایید این همون دختری بود که میگفتم اسمش لیا
مرده:من اینو نمیخوام اون یکی رو میخوام اشاره کرد به ات
امیلی:اما اون خیلی گستاخ و بی تربیت مناسب مردی مثل شما نیست
مرده:من از شمانظر خواستم
امیلی : عا ...ببخشید
پس اگه این دختر رو به سرپرستی میگیرید از این طرف باید یه برگه ای رو امضا کنید
ات:من با شما هیچ جا نمیام
مرده:برای چی
ات:من بدون دوستم جایی نمیرم
مرده:هوفففف..باشه اون یکی هم باید با من بیاد مرده رفت و برگه رو امضا کرد من نمیخواستم از اینجا برم چون من پدر مادرم رو گم کردم شاید هنوز زنده باشن و دارن دنبالم میگردن ولی مجبور بودم چون منو بزور می برد ولی خیالم راحته چون لیا هم میاد با هم رفتیم سوار ماشین شدیم
توی ماشین
مرده:من پارک چانیول هستم
عموی تو
ات:عمو مگه به عنوان عمو من روبه سرپرستی گرفتی... پس لیا چی
چان: داستانش طولانی تو قراره بشی بچه ی خانواده دیگه و لیا میشه بچه ی من
ات........
امیلی :آقا بفرمایید این همون دختری بود که میگفتم اسمش لیا
مرده:من اینو نمیخوام اون یکی رو میخوام اشاره کرد به ات
امیلی:اما اون خیلی گستاخ و بی تربیت مناسب مردی مثل شما نیست
مرده:من از شمانظر خواستم
امیلی : عا ...ببخشید
پس اگه این دختر رو به سرپرستی میگیرید از این طرف باید یه برگه ای رو امضا کنید
ات:من با شما هیچ جا نمیام
مرده:برای چی
ات:من بدون دوستم جایی نمیرم
مرده:هوفففف..باشه اون یکی هم باید با من بیاد مرده رفت و برگه رو امضا کرد من نمیخواستم از اینجا برم چون من پدر مادرم رو گم کردم شاید هنوز زنده باشن و دارن دنبالم میگردن ولی مجبور بودم چون منو بزور می برد ولی خیالم راحته چون لیا هم میاد با هم رفتیم سوار ماشین شدیم
توی ماشین
مرده:من پارک چانیول هستم
عموی تو
ات:عمو مگه به عنوان عمو من روبه سرپرستی گرفتی... پس لیا چی
چان: داستانش طولانی تو قراره بشی بچه ی خانواده دیگه و لیا میشه بچه ی من
ات........
- ۱۰.۰k
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط