ایدل بهشتی: پارت 11 اخر

همه خوشحال بودیم پس ما یه شام خوشمزه و ابجو از خودمون پذیرایی کردیم توی همین تایم اون لایو حسابی ترکوند اینقدر رئیس کمپانی فوش خورد که استئفا داد و نامجون جاش رو گرفت منو جیمین هم اعلام کردیم که تو رابطه ایم و بعد از هفت ماه ازدواج کردیم جیمین خیلی بچه میخواست ولی من میدونستم که با کار هایی که داریم نمیتونم از یه بچه نگداری کنیم برای همین نامجون اجازه داد 3سال مرخصی بگیریم تا بتونیم کنار بچمون باشیم زندگی خیلی خوبی رو تا ابد ادامه دادیم
. پایان

بچه ها یه پارت میخوام بنویسم یه روز با جیمین لیا و بچشون بپردازیم راستی اسماته
دیدگاه ها (۱۶)

#میکاپ_آرتیست_من

رفتار سرد

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

وقتی عضو هشتمی اون دوست پسرت بود و تهونگ برادرت

سلام بچه ها ببخشید بابت اینکه یهویی از همجا غیبم زد..من اول ...

𓆩 پارت ۵۴ 𓆪 🖤ساعت ۸ شب ـ عمارت جیمینات از پله‌ها پایین اومد ...

پارت ۸: جنگِ جهانیِ خوابگاه!هنوز چمدونم رو زمین نذاشته بودم ...

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

part 60عصر//یونگی« پیام دادن وسایل رو آوردن»جین« به بادیگارد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط