کم نیستند شادی ها

کم نیستند شادی ها
حتی اگر بزرگ نباشند ...

چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه‌هاییم
و به عبورشان می خندیم ...
چه آسان لحظه ها را
به کام هم تلخ می کنیم ...
چه ارزان میفروشیم لذت با هم بودن را
و چه زود دیر می شود و نمیدانیم که
فــردا می آیـــد شایـد مـــا نباشیـم...
دیدگاه ها (۱۱)

گاهی از خودم می پرسم اگر همه‌ چیز را می‌دانستم، باز هم همین‌...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟺 | یک قدم نزدیک‌ترروز بعد، ساعت چهار عصر.ا/ت جلو...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

dark life = 34سه روز از شب اعتراف گذشته بود. سه روزی که تهیو...

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

پارت ۳

«رایحه پنهان»موهاش هنوز به‌هم‌ریخته بود و از حالت خواب‌آلود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط