#باهم_بخوانیم_A

#باهم_بخوانیم_A
خاطرات ترسناکی که کاربرا گفتن😵🌸
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
◕ تو خونه تنها بودم اومدم خیر سرم غذا بکشم وقتی غذارو کشیدم دیدم بشقابم نیم متر رفت اونور هیچی دیگه نشستم یکی بیاد جمعم کنه

◕ خواب دیدم یکی یه آدرس بهم داد گف برو به این آدرس کار مهمی باهات دارن،بعد که از خواب پا شدم آدرس دقیق یادم بود،نزدیک خونمون بود رفتم به همون آدرس دیدم خونه متروکه اس

◕ با دوستم رفتیم یه جایی بعد یهو جفتمون باهم گفتیم اینجا رو یادته؟!درصورتی که برای اولین بارمون بود که اونجا رفته بودیم

◕ بلیت اتوبوس داشتم شب خواب دیدم تصادف میکنم،منم تصمیم گرفتم با اتوبوس نرم،همون اتوبوس تو راه تصادف کرده بود...بعضی وقتا خواب‌هامون پیامی رو میخوان بهمون برسونن پس سعی کنيد خیلی بهشون توجه کنيد
#آیسونا💖
دیدگاه ها (۲)

فیک تهیونگ عشق اجبار

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 16ظهر ـ عمارت مینهولونا روی مبل نشس...

حاج آقا ماندگاری تو یکی از منبر هاش به نقل از یه استاد دانشگ...

ماجرا های ریوکی در UA پارت دوم بهم گفتین اگه ادامه داره بنوی...

P3

دوست دارم بیبهونه

رمان سوکوکو _ پارت 16

عشق ناخواسته part 75

فیک:دیدار یارپارت 1ویو تهیونگاز خواب بیدار شدم دیدم تیا خونه...

عشق‌طلسم شده منکیومری: صبح با در زدن های یه نفر از خواب بیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط