{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تصور کن تو در سنگر، و داعش در کمین باشد...

تصور کن تو در سنگر، و داعش در کمین باشد...
تصور کن جهانت شکل یک میدان مین باشد..
تصور کن بیفتی دست داعش، تازه در دستت..
عقیق سرخ باشد، "یاعلی" نقش نگین باشد..
تصور کن که روی بازویت "لبیک یا زینب"..
و نامت نام فرزند امیرالمومنین باشد..
تصور کن علی باشی و تنها، آنطرف اما..
سپاه ناکثین و مارقین و قاسطین باشد...
تصور کن جلوی گریه ی خود را نگه داری..
تصور کن که رفتار تو زیر ذره بین باشد..
تصور کن بپرسند از کجایی؟ شیعه ای؟ باید...
برای هر سوالی پاسخت در آستین باشد..
تصور کن لبانت خشک باشد مثل اربابت...
ولی دلواپس طفلت نباشی، فرقش این باشد...
تصور کن نفربرهای دشمن اسب باشند و..
ببینی پیکر یاران تو روی زمین باشد..
تصور کن کسی که می برد با خود تو را، شمر است..
تصور کن برادر! کربلا شاید همین باشد..
چه خواهی کرد؟ مثل من تو هم پاهات می لرزد؟...
اگر یک سمت دنیا باشد و یک سمت دین باشد؟..
هزاران بار دیدم عکس آخر را، نفهمیدم...
چه باعث می شود یک مرد تا این حد متین باشد...
گمانم چشم محسن رو به قاب تازه ای وا شد...
گمانم حق در آن تصویر، با روح الامین باشد...
جوابم را ندادی ای برادرجان!چه خواهی کرد؟..
تصور کن تو باشی، شمر باشد، دوربین باشد!..
دیدگاه ها (۳)

27part _چند روز بعد_لارا با سرعت پله‌های عمارت رو دوید و وار...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

سناریو:مرگ پنهان/پارت آخر**نویسنده**سه ماه از مرگ ایزوکو می‌...

قلب من رو با این بی توجه‌ایت به درد نیار...گرمای دستای بزرگش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط