پارت ۱۸

پارت ۱۸

ویو کوک

یورا رقت منم دنبالش رفتم ببینم کجا می‌ره از لباسش خوشم نیومد دامنش کوتاه بود رسید به یه عمارت
منم دنبالش رفتم یجا قایم شدم صداشون رو نمی شنیدم ولی میدیدمش
یه پسره درو باز کردو همو بقل کردن میخواستم برم جرش بدم ولی خودم رو کنترل کردم رفتم بعد چند دقیقه که مطمئن شدم رفتن رفنم دمه پنجره نصف خونه معلومه بود ولی می‌دونستم یورا و اون پسر رو ببینم ( از شانس بد که چه عرض کنم از شانس گه یورا پرده جلوی جیمین رو گرفته بود)
رفتم زنگ درو زدم که پسر درو باز کرد
کوک: یورا کجاست
تهیونگ: چرا؟ چیکارش داری
کوک : بگو یکی اومده که اگر برگردی به فاک میری خودش میفهمه
تهیونگ: کصخلی چیزی هستی؟
کوک : برو بهش بگو سریع
تهیونگ: باشه ( خنده)
ویو تهیونگ
رفتم تو خونه
تهیونگ: یورا یه کصخلی اومده میگه بگو یکی اومده که اگر برگردی به فاک میری
یورا : چرا میخندی نکنه بهش چیزی گفتی
تهیونگ : آره گفتم کصخل
یورا: وای بدبخت شدم
ویو یورا
وای نه حتما دنبالم اومده دیده تهیونگ رو بقل کردم فکر کرده بهش دروغ گفتم
یورا: تهیونگ کوک کجاست؟
جیمین : جونگکوک؟ تهیونگ گاو اون شوهرش
تهیونگ: کی ازدواج کردی


پایان پارت ۱۸
( چون دارم بر میگردم میخوام یکوچولو برم شبستر پیاده روی بعد تو ماشین براتون میزارم😂 )
دیدگاه ها (۵)

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

The unwanted Roommate __________________________ویو پارک یور...

پارت ۷ویو روبی:وارد شدم و یک پسر مو بلوند جذاب نزدیکم شد؟:سل...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

پنهان عشق

روباه کوچولوی من پارت چهارده꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا از اون...

#برادر ناتنی من

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط