The unwanted Roommate

The unwanted Roommate
__________________________

ویو پارک یورین:

از وقتی از خونه زدم بیرون یه حسی دارم.... یه حسی مثل دلشوره..... دلم بغل کوک رو میخواست چون همیشه وقتی میترسیدم بغلم میکرد.......

بیخیاله حسم شدم و رفتم پاساژ ها رو گشتم........

ویو جئون جونگ کوک:

از صبح که یورین رفته بود بیرون تا الان که عصره استرس شدیدی داشتم...... هیچوقت اینجوری قلبم تند نمیزد........
نکنه چیزیش بشه... نه بابا پسر به دلت بد نده.......

ویو نویسنده:

کوک هرچی به خودش دلداری میداد فایده نداشت پر اخر هم تصمیم گرفت بیخیال شه......

دخترا ببخشید پارت ها بی معنی و کوتاهه ذهنم درگیره یه مسئله عه زیاد پارت ها خوب در نمیاد....
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۱۹

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

رمان :( تا وقتی که عاشقت شدم )

سیسیا در مورد این فیک الان نبینید همه چی عالیه از اونجایی که...

مهمونی خطرناکپارت=16ویو جونگ کوک:راستش اصلا حس خوبی به ته هو...

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

پارت دهم.ویو آساآسا: مامان چیشدع؟چرا حرف نمی زنی فقط داری من...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط