شوخی کردن،

شوخی کردن،

تحویل گرفتن،

بگو بخند کردن،

تیکه انداختن،
ذهن آدم، روی یک آدمی که حساس بشود، کاملاً خودکار، شروع می کند به تصویرسازی کردن.
وهم قوی به کار می افتد و آن تصویر را از هیچی پر و بال می دهد.
حالا این وسط هر چقدر داده ها از آن سوژه بیشتر باشد، تصویر واضح تر میشود و شکل می گیرد و تصور کامل می شود.
به خوبی و بدی هم ربطی ندارد؛ دست خودت نیست. کمی طول بکشد یکهو میبینی آن تصویر به هیچ ضرب و زوری از توی ذهنت نمی رود بیرون.
شیطان هم این وسط دست روی دست نمی گذارد که..
کانال مدافعین حیا+تقوادردنیای مجازی👇 📲 ⛔ ️
https://telegram.me/joinchat/Ax6-8j7-WuIXkK5dYPp9-Q
دیدگاه ها (۱)

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️ایوان پرسید:«چی شده؟»پاندورا به تصویر خیره...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت ۵ و نهایی: سمفونیِ رنگ‌هایِ ابدیسکوتِ پشت‌بام، با صدایِ...

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۵اسلاید ۲ رو ببین و تصور کندرهای ...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت شانزدهم: چیزی که نباید می‌دیدجونگ‌کو...

بالا و پایین ویلا رو نگاه کرد. صدای عربده و داد بیداد های ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط