امروز از ساعت سه تا شیش تو ارایشگاه بودم😢🚶‍♀️

امروز از ساعت سه تا شیش تو ارایشگاه بودم😢🚶‍♀️
با یه تغییر حسابی
موهام کوتاه کردم راحت شدمم😍💇🏻‍♀️👀
بعدم که رفتیم ناخنامون رو از ابن جینکول پینگولیا کردیم😁🎊
و بعدم رفتیم عکاسی و از این داستانااا
هنوزم نرسیدم خونه خستممم🚶‍♀️
کیکی کهزواسه آتلیه هم گرفته بودمم آب آب شد قشنگ😒💔😩
دیدگاه ها (۴۲)

چند پارتی (درخواستی)

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

رئیس دوست داشتنی من پارت هشتم صبح بود من درسرکار مشغول به کا...

جدایی

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

چند پارتی

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط