PART1

(ویو یونا).
داشتم از دانشگاه برمیگشتم خونه تو فکر این بودم که برم سر کار تا حداقل شهریه دانشگاهم رو بدم که یه هو به یه آگهی استخدام بر خوردم استخدام گارسون برای یه کافه چه خوب نزدیک دانشگاه هم هست رفتم سمت آدرس
_سلام برای آگهی استخدام گارسون اومدم....هنوزم استخدام میکنید؟
صاحب کافه:نه متاسفم استخدام کردیم
_آها ممنونم
چه توقعی داشتم اولین جایی که میرم استخدامم کنن هه رفتم سمت خونه
#همین که گفتم یا پول رو تا آخر هفته میدی یا باید تقاص پس بدی
&آخه از کجا بیارم یکم دیگه بهم وقت بدین
#نمیشه یا پول یا اون چیزی که قول دادی
&باشه باشه پول رو میارم فقط سمتش نرید خواهش میکنم
(شب)
_سویا(خواهر بزرگتر یونا) اونا کی بودن که امروز ازت پول میخواستن؟
&تلبکارا بودن تو لازم نیست نگران باشی
_آها ....باشه
(آخر هفته)
&سوهو(برادر بزرگ یونا) چی کار کنم فردا باید پول تلبکارا رو بدم ولی چیزی ندارم خودت میدونی اگه پول رو ندم چی کار میکنن(با گریه)
/برای چی یه همچین قراری گذاشتی اگه فردا پول رو ندی بد بخت میشیم
&خب میگی چیکار میکردم اگه اون پول رو قرض نمی‌کردم زندگی هممون نابود میشد
(یونا تمام حرف های سویا و سوهو رو شنید )
(فردا)
(ویو یونا)
داشتم از دانشگاه برمیگشتم و به حرف های دیشب سویا و سوهو فکر میکردم که یه هو یه دستمال جلوی دهنم رو گرفت، دیگه چیزی نفهمیدم و سیاهی مطلق.
내 노예🖤
دیدگاه ها (۳)

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

پارت ۱۳(ویو جیمین)ساعت ⁶:¹² دقیقه عصر بود من به کلوپ رسیدم و...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟؟لتس گوویو «ا/ت»که یونا گفت :&دی...

the first lie

P6 .PRISON MAFIA.

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁷ویو یوناداشتیم میرفتیم سمت کوه ...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۲چند روز بعد، دوباره رفتم. این ب...

Iove and the moonPart 43یونا با تعجب به کوک نگاه کرد.یونا: د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط