پارت ۱۳
پارت ۱۳
(ویو جیمین)
ساعت ⁶:¹² دقیقه عصر بود من به کلوپ رسیدم
وارد کلوپ شدم با هر قدم نگاه های ضایع ای روی خودم حس میکردم
هنوز برنامه امشبشون شروع نشده بود
روی میزی نشستم. که گارسون اومد
«سلام چی میل دارین؟»
«سلام...من یه سوجو فعلا میخورم»
«بله حتما درصد پایین؟؟»
«اره تا بعد دوباره سفارش میدم»
«چشم حتماا»
«ممنونم»
گارسون رفت. چند دقیقه بعد با یه بطری سوجو اومد. گوشیم رو از توی کوله در آوردم و شروع به گذشتن به داخل گوشی کردم و آروم شاتی رو خوردم.
همین طوری مدتی گذشت مست نشده بودم فقط گونه هایم سرخ بودند.
(ویو تهکوک)
«امم... جونگکوک»
«جونم»
«میشه بریم قدم بزنیم؟...بعد هم بریم رستوران؟»
«قدم که آره حتما...قدم زدن رو دوست دارم اما رستوران برا چی؟»
«میخوام به شام دعوتت کنم»
گونه هایم از خجالت سرخ شدم سرم رو پایین انداختم.
«حالا قبول میکنی بریم رستوران؟»
«باشه مشکلی ندارم»
«پس تو بیرون وایسا خرگوشگم تا من کافه رو حساب کنم»
«باشه چشم»
موبایلم رو از روی میز برداشتم و از کافه خارج شدم منتظر تهیونگ شدم. ساعت ⁷:⁰⁰ شده بود. امیدوارم جیمین هرجایی که هست سالم باشه.
«ویو جیمین»
شات آخرم رو هم از ودکایی که به تازگی سفارش داده بودم خوردم.
مست شده بودم درصد هاشون بالا بود.
مراسم شروع شده بود.
توی حال هوا خوردم نبودم که بلند شدم و شروع به رقصیدن کردم.
شرایط پارت بعد« ۷ لایک ، ۲ بازنشر»
(ویو جیمین)
ساعت ⁶:¹² دقیقه عصر بود من به کلوپ رسیدم
وارد کلوپ شدم با هر قدم نگاه های ضایع ای روی خودم حس میکردم
هنوز برنامه امشبشون شروع نشده بود
روی میزی نشستم. که گارسون اومد
«سلام چی میل دارین؟»
«سلام...من یه سوجو فعلا میخورم»
«بله حتما درصد پایین؟؟»
«اره تا بعد دوباره سفارش میدم»
«چشم حتماا»
«ممنونم»
گارسون رفت. چند دقیقه بعد با یه بطری سوجو اومد. گوشیم رو از توی کوله در آوردم و شروع به گذشتن به داخل گوشی کردم و آروم شاتی رو خوردم.
همین طوری مدتی گذشت مست نشده بودم فقط گونه هایم سرخ بودند.
(ویو تهکوک)
«امم... جونگکوک»
«جونم»
«میشه بریم قدم بزنیم؟...بعد هم بریم رستوران؟»
«قدم که آره حتما...قدم زدن رو دوست دارم اما رستوران برا چی؟»
«میخوام به شام دعوتت کنم»
گونه هایم از خجالت سرخ شدم سرم رو پایین انداختم.
«حالا قبول میکنی بریم رستوران؟»
«باشه مشکلی ندارم»
«پس تو بیرون وایسا خرگوشگم تا من کافه رو حساب کنم»
«باشه چشم»
موبایلم رو از روی میز برداشتم و از کافه خارج شدم منتظر تهیونگ شدم. ساعت ⁷:⁰⁰ شده بود. امیدوارم جیمین هرجایی که هست سالم باشه.
«ویو جیمین»
شات آخرم رو هم از ودکایی که به تازگی سفارش داده بودم خوردم.
مست شده بودم درصد هاشون بالا بود.
مراسم شروع شده بود.
توی حال هوا خوردم نبودم که بلند شدم و شروع به رقصیدن کردم.
شرایط پارت بعد« ۷ لایک ، ۲ بازنشر»
- ۱۰۲
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط