{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✧.* ☆ೃ♡༄ ࿔ ` وقتی باهم توی رابطه بودیم✧.* ೃ༄ ࿔ `

✧.* ☆ೃ♡༄ ࿔ ` وقتی باهم توی رابطه بودیم✧.* ೃ༄ ࿔ `
( ویو جیسو )
صبح شده . خیلی خوابم میاد .منتظر جنی ام که بیاد تا بریم کمپانی برای مراسم آیدل ها آماده بشیم.
تق تق 《 صدای در 》
~ هی کیم باز کن درو زووود باش
آرام گفتم : یواش باشه
در رو براش باز کردم. مثل همیشه خیلی جذاب شده بود . لباسش هم روی مد بود... ولی من ؟ با پیژامه ی صورتی‌م و موهای ژولیده پولیده ام داشتم روتین پوستی میرفتم.
~ هی ، امروز گروه بی تی اس هم میخواد بیاد کمپانی ما تا با خودمون یه تبلیغات بگیرن
- عه ، واقعا ؟ باشه وایسا برم حاضر شم
رفتم که آماده شم . سعی کردم یه لباس پوشیده بپوشم .
~ جیسو میشه اون لباسه که رزی برات خریده بود رو بپوشی آخه خیلی بهت میاد.
- اوک
حاضر شدم و باهم به سمت کمپانی حرکت کردیم.
وقتی رسیدیم ، همه ی اعضای بی تی اس غیر از جونگ‌کوک اونجا بودن.
با هم سلام میدادیم و هم رو بغل می کردیم
لیسا یه لباس خیلی باز و خوشگل پوشیده بود.
رزی هم یه استایل کژوال زده بود انگار براش مهم نبود قرار مهمی داریم باید شیک باشه.
یهو دیدم یه نفر صدام میکنه یه صدای آشنا بود
^ سلام خانم کیم ، خیلی زیبا شدید.
- ممنونم وی . شماهم همینطور
بله درسته... تهیونگ بود همون که چند بار باهاش قرار گذاشته بودم. البته غیرکاری نبود!

___________________________
•~ پایان پارت اول ~•
شرط :
.              ۱۱ لایک
.                ۱ فالو
.                ۱ بازنشر
ଘ(੭ˊᵕˋ)੭* ੈ✩‧₊˚
برای پارت های بعدی منتظر باشید
حمایت یادتون نره
____________________________
! ᩘຼ᮫  @VICTORIA-v
دیدگاه ها (۰)

#عشق_بعد_نفرتپارت: 6ویو اترفتم آشپز خونه میزو جمع کردم و منت...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:5ویو «سلین»اون ...... اون علی بود...

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part25براش از نقشم توضی دادم و غر زدناشو گذاش...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

پارت ۴= اووووووووومممم صد درصد + خب الهی شکر + راستی لیا تو ...

THE DARK SHADOWS

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۵اتاق در سکوت فرو رفته بود.جونگو...

*سرنوشت*ویو رایا با نور ملایمی که از پرده های توری اتاق میزد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط