رمان :

رمان :
«پسر عموی جذابم»

part:5
ویو «سلین»
اون ...... اون علی بود ، پسر عموم که فقط یه سالی میشه از خارج برگشته ، کل دخترای فامیلمون روش کراش دارن ایشششش
ولی از حق نگذریم خیلی جذاب خوشگل بود لامصب اوفففف کت و شلوار پوشیده بود وقتی که اومد به کلاس کتشو درآورد فقط یه پیراهن سفید نازک پوشیده بود دوتا از دکمه اول پیراهنش رو باز کرده بود خیلی هات شده بود لامصب که انگار اومده بود خواستگاریه من (نگران نباش میاد 😂😂😂)
هوفففففف این چیه که میگی سلین به خودت بیا هوففففف
همینجوری داشتم انالیزش میکردم با صداش به خودم اومدم
با لحن بم و جدی گفت:
-سلام من دبیر ریاضیتون علی کیانفر هستم ، امیدوارم باهم کنار بیام تو کلاس من مسخره بازی و خندیدن ممنوع، من رو تدریس درسم خیلی جدیم هرکسی هم دیر به کلاس بیاد منفی میگیره ، خوب بریم سراغ درسمون......(بم و جدی)
که......
دیدگاه ها (۰)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ♡کاش می‌فهمیدی چند بار بی‌صدا نگات کردم و تو حتی یه ...

مثل فرشته🧿سریال:#زیر_زمین#سریال_ترکی

ریل ترین جیمین؟؟صدرصد بانو کیم یورادختر جیمینملکه دنسخدای وک...

نخ هایی که دلم رو بهت دوخت

پرس پا دستگاه پرس سینه هالتر پرس بالاسینه دمبل #اصفهان

اونم فقط واسه تو::https://wisgoon.com/qverx𐙚⋆°。⋆♡ اصکی؟ با ا...

عکس قدیمی۱۳۹۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط