پارت ۱۵

پارت ۱۵
استاد جذاب من
÷ خیالت تخت حواسم هس
جونگکوک و تهیونگ میرن بیرون
_ ببخشید تورو هم به زحمت انداختم
÷نه بابا این حرفا چیه بیا اینو بخور حالت خوب شه
_ مرسی
از زبان جونگکوک
با مهمونی حرف زدیم رفتیم نشستیم یه جا و گفتم
+ تهیونگا فک کنم تا الان حال ات خوب شده باشه
= اوهوم فک کنم
+ چطوره بریم پیششون
= اوک
از زبان ات
داشتم با سولی حرف میزدم که در رو زدن
÷ کیه
+ ماییم باز کن
÷ آه ببخشید بیاید داخل
+ خوبی ات بهتری سرت گیج نمیره سرفت خوب شد بچه بهتره
_ وای نفس بگیر آره
÷ ات تو حامله ایییی وایییی ننهههه
_ آره
سولی ات رو محکم بغل میکنه
÷ آیگو نینی کوشولو
_ خنده راستی کوکی جیمینا اومده
+ اوف به کل یادم رف نه فک نکنم چون ندیدمش
_ میشه زنگ بزنی
+ آره
مکالمه
+الو سلام جیمینا
/علامت جیمین
/سلام کجایید
+ ما طبقه بالاییم تو هم بیا
/ باش فقط من تو راه روی اتاقام کدوم اتاق
+ ام اتاق ۱۲
/ اوک پیدا کردم
در اتاق باز شد
/سلاممم
_ اوپااا
دیدگاه ها (۰)

عشق مافیا:))پارت یازده تهیونگ : باز داری ات و نگاه میکنی؟جون...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

Love you پارت شونزدهم&ارع فک کنم-هوف همش تقصیر منه&نه اینجور...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P27تهیونگ: اووو آ...

p1جونگکوک:اوففففففف... خسته شدممممممتهیونگ: خسته نباشینامجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط