سلام جوجه رنگی ها میخوام

سلام جوجه رنگی ها میخوام
سناریو بزارم
اگه سناریو درخواستی داشتین بهم بگین

سناریو: وقتی روی پاشون میشینی بعد میبوسیشون و تحریک که میشه سریع از اتاق میری بیرون و درو قفل میکنی

نویسنده: ات قراره جر بخوری🤣😐


نامجون: ات درو یا باز میکنی یا درو میشکونم( خیلی جدی)
ات: اگه باز کنم کاریم نداری
نامجون: نه کاریت ندارم
ات درو باز کرد که نامجون ات برد اتاق و 🔞🍆👿

نویسنده: 😐😐
ات: این چه کاری بود کردی نویسنده 😑😡
پاها از دیشبه نمیتونم راه برم😑😡
نویسنده: به من چه خودت میخواستی این کار رو نکنی اصلا مگه من مقصر برو نامجون رو خفه کن😐🤣


جین: ات درو باز میکنی
ات: نمیکنم
جین: عههه که این طور منم اون رژلب که خیلی دوستش داشتی رو میشکونم نظرت چیه 🤔
ات: عههه نه درو باز کرد و جین هم تلافی کرد🔞📿


نویسنده: ات جان برای پات تسلیت میگم
ات: خفه شو

جهیهوپ: پرنسس من درو باز
باشه جوجه جونم
(ات جان هم گول خورد و درو باز کرد و بعد به فنا رفت اره عزیزم 😐)



جیمین: درو باز کن ات
ات: نمیکنم اگه بکنم منو جر میدی
جیمین: درست فکر کردی ولی به نظرم از جلوی در بورو کنار
رفتی کنا
ات: چرا
جیمین درو شکوند
برای این بیا اینجا ببینم😡🔞


نویسنده: اصلا عالی😫🔞😡😐😭🤣🤣🤣

ادامه پارت بعد
دیدگاه ها (۷)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت ۹ ببخشید دیر شد

سناریو★وقتی میگی من اصلا خوابم نمیاد ولی 30 ثانیه بعد خوابت ...

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

𓆩 پارت ۳۵ 𓆪 🖤🥀در باز شد و مردی وارد اتاق شد.یک پوشه‌ی مشکی د...

P⁸صبح روز بعد...جیمین آروم چشم‌هاش رو باز کرد. هنوز سرش کمی ...

p3نامجون لباس پوشید و کم کم اماده شد و میخواست بره دنبال اهی...

Part:441ساعت نیم بعدویوات:بعد از 2 ساعت بالاخره به خونه رسید...

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط