{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنارش نشستی توو یه کافه و

کنارش نشستی توو یه کافه و
هوا سرده گونه‌ت اناری شده
یکی با تو می‌شینه و سهم ِ من
حالا دیگه میز ِ کناری شده

کنارت نشسته بهت زل زده
درست از همون‌جا که جای ِ منه
هوا سرده ! قهوه سفارش بدین
حسابِ دو تاتون به پای ِ منه
.
می‌خوام جفتتون ُ واسه اولین؛
قراری که داریـــد مهمون کنم
اگه عشق بازی باهاش سخت‌ته
بگو مشتری‌ها رُ بیرون کنم

تا نزدیک می‌شی به دستای اون
هوا سرد می‌شه تو پیراهنم
تا شالت رُ می‌بندی به گردنش
یه دردی می‌پیچه توی گردنم

همین‌که بهت زل زده کافیه
دیگه روسریت ُ عقب‌تر نکش
عزیز دلم ! لااقل پیش ِ من
تو ته مونده قهوه‌شُ سر نکش

دیگه جای من توی این کافه نیست
باید بی تو راهی بشم سمت ِ در
به گارسون سپردم مزاحم نشه
تا می‌تونی از کافه لذت ببر ...

#احسان_رعیت
دیدگاه ها (۳)

قسمت اول: اولین جرقهمکان: کافه‌ای دنج و بارانی در سئول، درست...

پشت نگاه سردت ...🎀🦋 پارت 21 — ویو آت 🦋🎀تمام کلاس، ذهنم درگیر...

زمستون برا من با نوبرونه‌‌ی نارنگی‌های سبز و بوی تندش شروع م...

پارت‌۶:))فلش بک به وسط کلاس کوکات ویواز کوک اجازه گرفتم برم ...

پارت 15چند ماه از اون شب گذشت، رزا تو این مدت تنها کاری که م...

پارت‌ ۸(ویو‌ تهکوک)«حواست کجاش خرگوش کوچولو...نزدیک بود بخور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط