موج آرام نگاهت لاف دريا را شکست- از حصار شب گذشت و مرز فر

موج آرام نگاهت لاف دريا را شکست- از حصار شب گذشت و مرز فردا را شکست- غم بر روي شانه هايم سالها لم داده بود- مهربانيهاي تو، قنديل غمهارا شکست.
دیدگاه ها (۵)

پدرم نیست ...

سناریو ران

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.54(روایت از زبان ا.ت)هن...

از دشمنان تا عاشقان

سال‌ها پیش، در روستای ساحلی زنور، دختری ناشناس با زیبایی خیر...

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

پارت 2

صدای باز شدن در آمد.تو روی مبل لم داده بودی، با چند تا کیسه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط