{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#معلم_مافیا_من

#معلم_مافیا_من
#پارت 8

ویو یونگی

بلند شدم رفتم حم//وم و یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم بیرون یه کت شلوار سیاه پوشیدم عطر تل//خم رو زدم و موهامو حالت دادم

& یونگ حاضری بریم؟

-اره اماده ام بریم

ویو ادمین
سوار ماشین شدن و به سمت با///ر مورد علاقه شون رفتن تو راه گذر بودن کع یهو دوتا نوجوان جلوش سبز شدن تهیونگ ترمز رو گرفت ولی خیلی دیر شده بود ماشین بع یکی از پسرهاا برخورد کرد س///ر پسر به شیشه ماشین بر//خورد که کل شیشه جلوی سر//خ رنگ و خ//////و////نی شده بود

- هی پسر حالت خوبه بلند شو. (با عجله به سمت رفت که خشکش زده بود)

&یونگی چرا خشکت زده به آمبولانس زنگ بزن (با داد)

- این شاگرد منه پارک جیمین! (تعجب)


فلش بک به خونه جیمین

+کوک نظرت چیه بریم با///ر؟(متفکر)

‌٪ بریم عالیه (ذوق)

ویو جیمین با کوک آماده شدیم تا بریم وارد راهگذر که شدیم صدای ترمز شدیدی رو شنیدم فقط تونستم جونگکوک رو به عقب ه//ل بدم که ماشین به//م خو///رد و آخرین چیزی که دیدم چهره گ///ریان جونگکوک بود و. سیاهی مطلق ......

ویو جونگکوک

با عجله به سمت جیمین رفتم و س///////رش رو روی زا//نو هام گذاشتم

٪ جیمین بیدارشو رفیق لطفا بیدارشو (گریه و هق هق)

+....

٪عو///ضیا کشتینش

ویو کوک

با دیدن اون دوتا من واقعا ترسیدم و تعجب کردم آقای مین یونگی به جیمین زده با ماشین

- یاا جونگکوک مراقب باش الان آنبولاس میاد (کلافه)

٪ چ...ش...م (گریه و ه//ق ه//ق)

ویو تهیونگ

با دیدن پسری داشت گریه میکرد دلم لر///زید صور//تش صو//رتش ش//بیه عروسکا بود ولی امان از اون لب///ای س//رخ رنگش.....

(ویو ادمین. بچم عاش//ق شده✨✨)
۰۰۰۰۰۰۰


......

چطور بود؟
عالی(🔥)
بد نبود (😭)
دیدگاه ها (۰)

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

dark love

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : ششم » بعد همه سوار ون ها شدن و راه ا...

تو منو دوست داری؟پارت ادامه ۲۸ دامیان: چ..چ...چیی؟بکی: همش ب...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 19نویسنده:«اونا شروع کردن به...

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

Part:2۷ات سرش رو چرخوند سمت صدا که دید برادرش بود(انتظار داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط