من دیگه ب #تنهایی عادت کردم

من دیگه ب #تنهایی عادت کردم
عادت کردم کسی #نگرانم نباشه
عادت کردم کسی #سراغمو نگیره
عادت کردم شبا بدون چک کردن #گوشیم بخوابم
عادت کردم دیگه #نصفه شبا بیدار نشم تا شب ب خیر ب کسی بگم
عادت کردم دیگه منتظر زنگ و اس کسی نباشم
این جوری نبودم ولی....
یه روز میاد دلش برام #تنگ میشه
دلش برا تک تک کارام و گیرام #تنگ میشه
یه روزی دلش میگیره
میگه کاش یکی بود ک روم #حساس بود
مث من روش #حسود و #غیرتی میشد
مث من سراغشو میگرفت و برای تک تک کاراش ازش #جواب میخواست
ی روزی هم #دل من هم #دل اون برای تک تک اذیت کردنامون تنگ میشه
ولی.....
شاید اون موقع من باشم ولی #تموم شده باشم
دیدگاه ها (۱۱)

عاف.

تو زمانی که جنگ تو تهران بود و شهر شبیه شهر مرده شده بود و ب...

سلاممممم

Part.4

💙🧷♥️عزیز که پُشتی‌ها و قالیچه‌ی ایوونو جمع میکرد، نشستم رو م...

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part آخرجونگکوک سر تکو...

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط