{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اونی که میخواستی تو غبارا گم شد

اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد
اسم تو رو رو بال مرغا نوشت
رو کنده سبز درختا نوشت
یه روز که بارون میومد بهش گفت
یه روز دیگه رو موج دریا نوشت
دریا با موجاش اونو از خودش روند
مرغ هوا گم شد و اونو گریوند
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد
باد اومد و تو جنگلا قدم زد
اسم تو رو از همه جا قلم زد
ببین جدایی چه به روزش آورد
چه سرنوشتی که براش رقم زد
دیدگاه ها (۱)

زندگی نمایشی ستکه هیچ تمرینی برای آن وجود نداردپس آواز بخوان...

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گر هم گله ای هست دگر حوصل...

زنده یاد فروغ فرخ زاد"کسی مرا به آفتابمعرفی نخواهد کرد .کسی ...

دلم از خیلی روزا با کسی نیستتو دلم فریاد و فریادرسی نیستشدم ...

پارت ۲۲صبح کدری بود. هوا هنوز بوی بارون‌شب رو می‌داد. رزا زو...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗چند هفته گذشته بودرفتار جیمین کم‌کم تغیی...

بهار بدون تو

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

Enemys Embrsce [ part ۲۷ ]

### پارت ۷: شبِ ربایشنیمه‌شب بود. بارون بند نیامده بود و قطر...

چندپارتی نامجون

ادامه ی داستان اوسیم اگه پارت قبلی رو ندیدید لینکشو این زیر ...

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۴فردای اون روز، آنیا از ...

#چندپارتیموضوع:(وقتی ازش فرار میکنی)تا ابد و یک، دوست دارم!ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط