سناریو : وقتی چند روزیه حالت بده و گریه میکنی
سناریو : وقتی چند روزیه حالت بده و گریه میکنی
تام : تو کتابخونه داشت کتاب میخوند و تو هم کنارش نشسته بودی و
_ دارلینگ میخوای به من بگی چی شده
+ هوم
_ من میفهمم حالت بده
+ آخه میدونی ...
تو هم براش میگی و اونم کاملا جدی باهات حرف میزنه و تلاش میکنه مشکلتو حل کنه و البته اگه کسی اذیتت کرده باشه زندش نمیگذاره ((😥🥺 من غش کردم ))
متیو : تو برج نجوم بودی کریسمس بود و کسی به جز شما هاگوارتز نبود به بیرون زل زده بودی داشت برف میومد و تو به گوله های نگاه میکردم چشمات خیس شدن سردت بود و اشکات صورتتو میسوزوندن چشمات به خاطر گریه هات قرمز بود صدا پایی شنیدی از پله ها بالا میومد نمیدونستی کیه ولی اصلا برات مهم نبود متیو به سمتت اومد کنارت نشست و دستتو گرفت
_ بپرسم یا نمیخوای بگی چی باعث اشکای قشنگ شده میدونی که نمیتونم ناراحتی عروسکمو ببینم
بغلش گریه کردی و براش تعریف کردی اونم بغلت کرد و نوازشت کرد و تلاش میکرد درکت کنه و ایشونم اگه کسی کاری کرده باشه طرفو🗡 ((❤️🩹 🖤 نیازمند به یک ریدل در زندگی ))
دریکو : تو جنگل ممنوعه بودی و به درختا خیره شدی بودی نزدیکای غروب بود این روزا خیلی تنها میومدی اینجا صدای شاخه اومد فکر کردی فیلچه و بد بخت شدی ولی دوست پسرت رو دیدی
+ میخواستم تنها باشم چرا اومدی دنبالم (خیلیم دلت بخواهد)
_ نمیشه که تنهات بگذارم
میاد پیشت و تورو براید بغل میکنه و میبرتت خوابگاهت و میخوابونه رو تخت
_ بگو چی شده
میزنی زیر گریه بغلت میکنه و قضیه رو میگی و برات حلش میکنه البته که دراکو م اگه تقصیر کسی باشه چشمای طرفو در میاره😊🙂
تئو : تو اتاقت بودی و اشک میریختی ۲ روز بود تو کلاسا شرکت نمیکردی دوستات اومده بودن باهات حرف بزنن ولی گفته بودی نیاز داری تنها باشی صدایی شنیدی هم اتاقیات رفته بودن برای شام
_ منم دارلینگ
+ ...
_ دارلینگ جوابمو نمیدی
+ حالم خوب نیست تئو
_ میفهمم
میاد رو تخت و اشکاتو با شستش پاک میکنه
_ میشنوم
دوباره میزنی ریز گریه و همچیو براش تعریف میکنی و اونم واقعا کمکت میکنه 🤒🤒🥺🥺
لورنزو/ ریگولوس : تو سالن اجتماعات بودی ساعت ۱۲pm بود باید میخوابیدی به شومینه خیره شده بودی
_ نخوابیدی
+ خوابم نمیبرد
میاد پیشت و بغلت میکنه
_ بگو هر چی میخوای بگو
تو بغلش میزنی زیر گریه و لباسش پر از اشک میشه و نوازشت میکنه و در گوشت چیزای آرامبخش زمزمه میکنه
((چه پسرا جذاب و جنتلمنی 😇😇😄😄))سلام من به خاطر امتحانا خیلی نمیتونم فعالیت کنم ولی بعدشون حسابی پر قدرت ادامه میدهیم 💪✌🏻
تام : تو کتابخونه داشت کتاب میخوند و تو هم کنارش نشسته بودی و
_ دارلینگ میخوای به من بگی چی شده
+ هوم
_ من میفهمم حالت بده
+ آخه میدونی ...
تو هم براش میگی و اونم کاملا جدی باهات حرف میزنه و تلاش میکنه مشکلتو حل کنه و البته اگه کسی اذیتت کرده باشه زندش نمیگذاره ((😥🥺 من غش کردم ))
متیو : تو برج نجوم بودی کریسمس بود و کسی به جز شما هاگوارتز نبود به بیرون زل زده بودی داشت برف میومد و تو به گوله های نگاه میکردم چشمات خیس شدن سردت بود و اشکات صورتتو میسوزوندن چشمات به خاطر گریه هات قرمز بود صدا پایی شنیدی از پله ها بالا میومد نمیدونستی کیه ولی اصلا برات مهم نبود متیو به سمتت اومد کنارت نشست و دستتو گرفت
_ بپرسم یا نمیخوای بگی چی باعث اشکای قشنگ شده میدونی که نمیتونم ناراحتی عروسکمو ببینم
بغلش گریه کردی و براش تعریف کردی اونم بغلت کرد و نوازشت کرد و تلاش میکرد درکت کنه و ایشونم اگه کسی کاری کرده باشه طرفو🗡 ((❤️🩹 🖤 نیازمند به یک ریدل در زندگی ))
دریکو : تو جنگل ممنوعه بودی و به درختا خیره شدی بودی نزدیکای غروب بود این روزا خیلی تنها میومدی اینجا صدای شاخه اومد فکر کردی فیلچه و بد بخت شدی ولی دوست پسرت رو دیدی
+ میخواستم تنها باشم چرا اومدی دنبالم (خیلیم دلت بخواهد)
_ نمیشه که تنهات بگذارم
میاد پیشت و تورو براید بغل میکنه و میبرتت خوابگاهت و میخوابونه رو تخت
_ بگو چی شده
میزنی زیر گریه بغلت میکنه و قضیه رو میگی و برات حلش میکنه البته که دراکو م اگه تقصیر کسی باشه چشمای طرفو در میاره😊🙂
تئو : تو اتاقت بودی و اشک میریختی ۲ روز بود تو کلاسا شرکت نمیکردی دوستات اومده بودن باهات حرف بزنن ولی گفته بودی نیاز داری تنها باشی صدایی شنیدی هم اتاقیات رفته بودن برای شام
_ منم دارلینگ
+ ...
_ دارلینگ جوابمو نمیدی
+ حالم خوب نیست تئو
_ میفهمم
میاد رو تخت و اشکاتو با شستش پاک میکنه
_ میشنوم
دوباره میزنی ریز گریه و همچیو براش تعریف میکنی و اونم واقعا کمکت میکنه 🤒🤒🥺🥺
لورنزو/ ریگولوس : تو سالن اجتماعات بودی ساعت ۱۲pm بود باید میخوابیدی به شومینه خیره شده بودی
_ نخوابیدی
+ خوابم نمیبرد
میاد پیشت و بغلت میکنه
_ بگو هر چی میخوای بگو
تو بغلش میزنی زیر گریه و لباسش پر از اشک میشه و نوازشت میکنه و در گوشت چیزای آرامبخش زمزمه میکنه
((چه پسرا جذاب و جنتلمنی 😇😇😄😄))سلام من به خاطر امتحانا خیلی نمیتونم فعالیت کنم ولی بعدشون حسابی پر قدرت ادامه میدهیم 💪✌🏻
- ۹.۳k
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط