ویو رها

ویو رها
با آلارم گوشیم بیدارشدم دست و صورتمو شستم رفتم سرویس کار های لازم رو کردم اومدم بیرون صبحانه خوردم و آماده شدم که با مترو برم کره چون با هواپیما میترسم ( توی این فیک ایرانی ها میتونن توی کشور خودشون ایدل شن و کمپانی دارم)
امروز باید عضو گروه کره ای بشم خودم دوست ندارم اما کمپانی مجبورم کرده لباسمو پوشیدم ساکمو برداشتم وحرکت کردم از کمپانی چند نفر باهام میاد رفتیم مترو سوار مترو شدیم و بعد چند ساعت رسیدیم من اونجا یه خونه داشتم رفتم تو خونه یکم استراحت کردم وحرکت کردم اونجایی که باید عضو یک گروه بشم رسیدم و رفتم داخل اونجا هفتاد پسر جذاب و چهارتا دختر نشسته بودن وچند نفر دیگه بانک پینک رو می‌شناختیم اما اون هفتاد پسر رو نه سلام کردم و نشستم
هفتاشون همش نگاهم می‌کردن که مرد گفت (& علامت مرده)(#علامت زنی که با رها )
& خانم رهاباید عضو گروه بی تی اس بشن موافقید
# بله حتما
دیدگاه ها (۲)

/عشق فراموش شده/{p6} ...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 5)

چیشد که کاوریست شدم

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_25🍷🎸پیتزای توی دهنمو...

#میکاپ_آرتیست_من

بیو هانا:من هانا امیه دختر معمولی دانشجو ام و رشتم هنر و ارت...

Enemys Embrsce [ part ۲۹ ]

Cruel Love پارت ۶ خلاصه غذامو خوردم و قرار شد همگی باهم بریم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط