{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 5)

بعد از مدرسه
ا.ت:بریم ؟
جونگ کوک: بریم
خونه ی تهیونگ
جونگ کوک:خونتون چه بزرگه
ا.ت:نه واقعا این خونمون خیلی بزرگ نیست اون خونمون توی لس آنجلس واقعا خیلی بزرگتر از اینجا بود .
جونگ کوک:اوهوم
ا.ت:اینجا اتاق منه
جونگکوک:خیلی اتاقت قشنگه
ا.ت:مرسی میشه بری بیرون میخوام لباس عوض کنم .
جونگکوک:اوکی
ویوی تهیونگ
اه لعنتی مدارکم رو جا گزاشتم جالا باید این همه راهو برگردم
2 ساعت بعد
در رو باز کردم دوتا کفش اونجا بود که یکیش مال آلانا بود داد زدم :
تهیونگ: آلانا عزیزم خونه ای ؟
هیچ صدای نیومد بجز صدای تلوزیون رفتم سمت TV room.
اونجا یه پسر رو دیدم که داشت با کنسول بازی میکرد .
جونگکوک:اوه سلام شما باید اقای کیم باشید
تهیونگ :اوه درسته و شما؟
جونگکوک:من همکلاسی آلانا ام
تهیونگ:خوش وقتم
دستمو بردم جلو اونم دستاشو گزاشت تو دستم دستاش گرم بود
دیدگاه ها (۱)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

این عشق فیک نیستپارت 4//ویوی شب // //ویوی کوک// ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏هوا بارونی بود و صدای بارون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط