دستم نه

دستم نه
اما دلم به هنگام نوشتن
نام تو میلرزد !
نمے دانم چرا!!!!
وقتے به عکس سیاه و سفید
این قاب طاقچه نشین نگاه میکنم...
پرده لرزانےاز باران و نمک
چهره ےتو را هاشور میزند !
هم خانواده ها مےپرسند ،
این عکس کوچک کدام کبوتر است
که در بام تمام ترانه هاے تو
رد پاے پریدنش پیداست ؟
من نگاهشان می کنمـــ
لبخند مےزنم و مے بارم ....
دیدگاه ها (۱)

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

پرنسس ناخواسته

دستم نه،اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد!نمی دانم چ...

دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد! نمی دانم...

دستم نه،اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد!نمی دانم چ...

#کانال_تلگرام 💟 👉 https://telegram.me/hazianedelدستم نها...

پرده ی لرزانی از باران و نمک چهره ی تو را هاشور می زند .. ه...

بی تو از آخر قصه های مادربزرگ می ترسمبی تو از آخر قصه های ما...

بی تو از آخر قصه های مادربزرگ می ترسممی ترسم از صدای این سکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط