{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرده ی لرزانی از

پرده ی لرزانی از
باران و نمک
چهره ی تو را هاشور می زند ..
هم‌خانه ها می پرسند
این عکس کوچکِ
کدام کبوتر است که در
بام تمام ترانه های تو
ردِ پای پریدنش پیداست؟
من نگاهشان می کنم
لبخند می زنم
و می بارم ...!
دیدگاه ها (۱)

‏و زندگی انگار شادی های کوتاه ما بود، میان غم هایی ممتد و پا...

وقتی حصار غربت من تنگ می شود هر لحظه بین عقل و دلم جنگ می ش...

های رفیق . . پشت سرم راه نیا . . . راهنمای خوبی نیستم پشت...

برم بخوابمممممممممممممم

آمدی…بی‌صدا،مثل رد پای باران روی خاکِ خشکِ دلم.نه گفتی، نه ن...

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۲ | «جایی که قلب انتخ...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕زمان زیادی گذشت.رابطه‌شا...

╔════════════════════════════╗پارت ۱۱۰ | «روزی که همه فهمیدن...

دو قطب مخالف💙🧡پارت سوم✨️💫# قسمت ۳: «اولین رقابت» 🔥❄️**صحنه ۱...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

╔════════════════════════════╗پارت ۱۰۳ | «خاطره‌هایی که نزدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط