ات رفتم پاین کنار ته نشستم که کوک گفت داداش عجب خواهری دا

ات رفتم پاین کنار ته نشستم که کوک گفت داداش عجب خواهری داریا ته گفت کوک ببند جیمین کفت ولی راس میگه قرض نمیدی کوک رگ گردنش زد بیرون و گفت هوی جیمی ببند ات مال منه ته گفت جــــــــــــــانــــــــــــــــــ
جیمین گفت هه هه به همین خیال باش ته گفت هردوتون به همی ن خیال باشید من ات به کسی ننیدم من گفتم هوی ته این دیگه به تو ربطی نداره ته ی نگاهی بهم کرد ه خفه شدم کوک گفت ته ات درمورد رابطه ما چیزی بهت گفته ته رومن کرد کفت چی میگه این ات کفتم چرت میگه من اینو اصلا تا ام تا امروز نمیشناختم کوک گفت که منو نمیشناسی اره باشه کیم ات دارم برات ته گفت بسه دیگه ات بر تو یکی هم دارم منم گفتم هق هق ته گوه خوردم ترسیدم بهت بگم تورو خدا باهام قهر نکن هق ته سرم کشید گذاشت روی سینش
ویو ته
از بچگی هربار با ات قهر میکردم گریه نیکرد
حتی یادم ببار گفت اگه باهام اشتی نکنی خودکشی میکنم در کل خیلی دوسش دارم گفتم فعلا که هیچی ولی بعدش رو نمیدونم
ات گفت هق هق نه نه نه نه تو تو رو خخخدا
نه ته گفت با شه چته ات خوبی ات گفت اوهوم
ویو ات
میخواستم براژ کوک تلافی کنم اما اگه به ته میگفتم بهم خیانت کرده قطعا دوستیشون بهم میخورد برای همین همون جا تو شکم ته قایم شدم ته هم دستاشو دورم حلقه کرد.....
دیدگاه ها (۷)

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

وقتی تهیونگ و جونگکوک وسط س*کس بودن که بچه شون میاد داخل اتا...

part²⁶ات ویوکوک برگشت و برای همه شراب می‌گرفت اما برای من نگ...

شاگرد لوس من

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

سناریو #BTS وقتی باهامون قهرننامی: عشقم ببین درسته عصبی هستم...

تک پارتی وقتی بهت خیانت کرد ولی فهمید ....... ( علامت ها ات ...

#برادر ناتنی من

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط